X
تبلیغات
بتن

بتن

کارهای عمو می ساختمان

1- ساختمانهاي بتني: ساختمان بتني ساختماني است كه براي اسكلت اصلي آن از بتن آرمه (سيمان، شن، ما سه و فولاد به صورت ساده يا آجدار) استفاده شده باشد. در ساختمانهاي بتني سقفها بوسيله تاوه (دالهاي بتني) پوشيده مي‌شود. و يا از سقفهاي تيرچه و بلوك و يا ساير سقفهاي پيش ساخته استفاده مي‌گردد. و براي ديوارهاي جداكننده (پارتيشن) ممكن است ازانواع آجر مانند سفال تيغه‌اي، آجر ماشيني سوراخ دار آجر معمولي كوره و يا تيغه گچي و يا چوب استفاده شود ممكن است از ديوارهاي بتن آرمه نيز استفاده شود. به هر حال اولين نوع ساختمان شاه تيرها و ستونها از بتن آرمه ساخته مي‌شود.

مراحل مختلف ساخت يك ساختمان :

بازديد زمين و ريشه كني: قبل از شروع هر نوع عمليات ساختماني بايد محل ساختمان بازديد شده و وضعيت و فاصله آن نسبت به خيابانها و جاده‌هاي اطراف مورد بازديد قرار بگيرد و همچنين پستي و بلندي و ساير عوارض زميني مي‌بايستي بوسيله مهندسين نقشه بردار تعيين گردد و همچنين بايد محل چاههاي فاضلاب و چاههاي  آبهاي قديمي و مسير قنات قديمي كه ممكن است در هر زميني موجود باشد تعيين شده و محل آن نسبت به پي سازي مشخص گردد. و در صورت لزوم مي‌بايد اين چاهها با بتن و يا شفته پر شود و محل احداث ساختمان نسبت به مين تعيين شود و نسبت به ريشه كني (كندن ريشه‌هاي نباتي كه ممكن است در زمين روئيده باشد) آن محل اقدام شود و خاكهاي اضافي به بيرون حمل گردد و بالاخره بايد شكل هندسي زمين و زواياي آن كاملاً‌ معلوم شده و با نقشه ساختمان مطابقت داده شود.

پياده كردن نقشه:

پس از بازديد محل و ريشه كني اولين اقدام در ساختن يك ساختمان پياده كردن نقشه مي باشد منظور از پياده كردن نقشه يعني انتقال نقشه از روي كاغذ بر روي زمين با ابعاد اصلي به طوري كه محل دقيق پي ها وستونها وديوارها و زيرزمينها و عرض پيها روي زمين به خوبي مشخص باشد و همزمان با ريشه كني و بازديد محل بايد قسمتهاي مختلف نقشه ساختمان مخصوصاً‌ نقشه پي كني كاملا ‌ً‌مورد مطالعه قرار گرفته به طوري كه در هيچ قسمت نقطه ابهامي باقي نماند و بعداً‌ اقدام به پياده كردن نقشه از دوبين‌هاي نقشه برداري كه شامل تئودوليت و نيوو مي باشد استفاده مي‌گردد.

موضوع:  رپر ( پنچ مارك )

با توجه به اين كه هر نقطه از ساختمان نسبت به سطح زمين داراي ارتفاع معيني است كه بايد در طول مدت اجرا در هر زمان قابل كنترل باشد براي جلوگيري از اشتباه قطعه بتني به ابعاد دلخواه در نقطه‌اي دورتر از محل ساختمان مي‌سازند به طوريكه در موقع گودبرداري و يا پي كني به آن آسيب نرسد و در طول ساختمان ارتفاع‌هاي ساختمان منجمله ارتفاع فنداسيون را با آن مي‌سنجند كه به اين نقطه بتني رپر مي‌گويند.

حال در حين ساختن ساختمان ممكن است رپر در جايي خيلي دورتر از محيط كارگاه باشد در اين صورت بايستي بوسيله دوربين تئودوليت اين نقطه را به داخل كارگاه انتقال داد و تمام ارتفاعات منجمله ارتفاع ميخهايي كه در ابتدا براي مركز فنداسيون كوبيده مي‌شود استفاده مي‌گردد بدين صورت كه دوربين تئودوليت را روي طول كمتر فنداسيونها كه پشت سرهم و در يك رديف قرار دارد. رديف قرار دادي از روي اين طول كوچكتر صفر دوربين را باز مي‌كنند وسپس دوربين را به اندازه 100 گواه كه همان 90 درجه است باز مي‌كنند و سپس ارتفاع ميخ را توسط دوربين نيوو با توجه به ارتفاع نقطه پنچ مارك نقشه تنظيم مي‌كنند. نحوه تراز كردن دوربين نيوو (ترازياب) بدين ترتيب است كه ابتدا پايه‌ها را شل كرده و تا بالاي چانه بوسيله كف دست بالا مي‌آوريم و بوسيله سرپيچ كه در اطراف دوربين قرار دارد دوربين را تراز مي‌كنيم به طوري كه حباب دقيقاً‌ در وسط دايره قرار بگيرد.

موضوع: نحوه تراز كردن دوربين تئودوليت نحوه تراز كردن دوربين تئودوليت بدين ترتيب است كه ابتدا پايه‌ها را شل كرده (بوسيله پيچ‌هايي كه روي پايه است) و سپس بوسيله كف دست دوربين را تا زير چانه مي‌آوريم و سپس پيچها را سفت مي‌كنيم و پايه‌ها را بوسيله پا باز كرده به طوري كه سه زاويه مساوي با يكديگر بسازند براي استقرار كامل بوسيله پا فشاري روي پدال مي‌آوريم تا خوب در زمين فرو رود و تكان نخورد. و سپس پيچهاي پايه را يكي يكي شل كرده و بالا و پايين كردن پايه‌ها تراز دايره‌اي را روي دستگاه را ميزان مي‌كنيم ناگفته نماند كه قبل از ميزان كردن تراز دايره‌اي دوربين را از جعبه به ارامي در آورده روي سه پايه بوسيله پيچي كه در زير سه پايه قرار دارد محكم مي‌بنديم.

پس از اين مرحله نوبت به ميزان كردن تراز لوبيايي مي‌رسد بدين ترتيب كه ابتدا دو پيچ كه از يكديگر فاصله بيشتري دارند تراز لوبيايي را ميزان مي‌كنيم و سپس دوربين را به اندازه 90 درجه مي‌چرخانيم و بعد تراز لوبيايي را دوباره بوسيله يك پيچ باقي مانده ميزان مي‌كنيم حال دوربين آماده ترازيابي وزاويه خاني مي‌باشد. نحوه خواندن زاويه بدين ترتيب است كه بوسيله چشمي كه زاويه خواني صورت مي‌گيرد بدين صورت كه كليدي كه پشت دستگاه وجود دارد زاويه را به آن نقطه‌اي كه نشانه روي كرده‌ايم مي‌بنديم يعني صفري را كه قبلاً‌ بسته بوديم باز مي‌كنيم وسپس دوربين را مي‌چرخانيم به نقطه دلخواه و به اين ترتيب زاويه بين نقطه مورد نظر با نقطه دلخواه به دست مي‌آيد.

گودبرداري:

گودبرداري بعد از پياده كردن نقشه و كنترل آن در صورت آن در صورت لزوم اقدام به گودبرداري مي‌نمايند. گودبرداري براي آن قسمت از ساختمان انجام مي‌شود مانند موتورخانه‌ها وانبارها و پاركينگ‌ها و غيره. همچنين گودبرداري براي رسيدن به خاكي كه مقاومت لازم براي تحمل بار ساختمان داشته باشد نيز انجام مي‌شود. ظاهراً‌ حداكثر عمق مورد نياز براي گودبرداري تا روي پي مي‌باشد بعلاوه چند سانتي متر بيشتر براي فرش كف و عبور لوله‌ها (در حدود 20 سانتي‌متر كه 6 سانتي‌متر براي فرش كف و 14 سانتي‌متر براي عبور لوله‌ مي‌باشد). ولي گاهي اوقات گودبرداري را تا زير پي ادامه مي‌دهند در اين صورت قالبندي وشناژبندي و آرموتور بندي راحت‌تر امكان پذير مي‌شود. و ثانياً‌ پي‌هاي ما تميزتر و درستر خواهد بود و در ثاني مي‌توانيم خاك حاصل از چاه كني و همچنين تفاله‌هاي ساختمان را در فضاي ايجاد شده بين پي‌ها بريزيم كه اين مطلب از لحاظ اقتصادي مقرون به صرفه مي‌باشد. زيرا معمولاً‌‌ در موقع گودبرداري كار با ماشين صورت مي‌گيرد و درصورتيكه براي خارج نمودن تفاله‌ها و خاك حاصل از چاه فاضلاب از محيط كارگاه مي‌بايد از وسايل دستي استفاده نماييم كه اين امر مستلزم هزينه بيشتري نسبت به كار ماشين مي‌باشد. البته در مورد پي‌هاي نواري اين كار عملي نيست زيرا معمولاً‌ پي‌سازي در پي‌هاي نواري با شفته آهك مي‌باشد كه بدون قالب‌بندي بوده و شفته آهك در محل پي‌هاي حفر شده ريخته شده مي‌شود در اين صورت ناچار هستيم در ساختمان‌هايي كه با پي نواري ساخته مي‌شود اگر گودبرداري نياز داشتيم گودبرداري را تا روي پي ادامه مي‌دهيم چنانچه در گودبرداري در زمينهايي كه آبهاي تحت العرض در سطح بالا قرار دارد در محل گودبرداري آب جمع شود بهتر است كه حوضچه كوچكي در وسط گودحفر نموده و آبهاي جمع شده را با توجه به سرعت جمع شدن به وسيله سطل يا پمپ به خارج منتقل كنيم.

 

 

 

موضوع پي كني:

با توجه به اين كه كليه بار ساختمان به وسيله ديوارها يا ستونها به زمين منتقل مي‌شود در نتيجه ساختمان بايد روي زمين قابل اعتماد بوده و قابليت تحمل بار ساختمان را داشته باشد بنا گردد. براي دسترسي به چنين زميني ناچار به ايجاد پي براي ساختمان مي‌باشيم. همچنين براي محافظت پايه ساختمان و جلوگيري از تاثير عوامل جوي نيز بايد حداقل پي هايي كه به عمق50 تا 40 سانتي‌متر حفر كنيم.

ابعاد پي عرض و طول و عمق پي‌ها كاملاً‌ بستگي به وزن ساختمان و قدرت تحمل خاك محل ساختمان دارد. در ساختمانهاي بزرگ قبل از شروع كار بوسيله آزمايشات مكانيك خاك (كه به دو طريقه بارگذاري و وزن مخصوص انجام مي‌شوند) قدرت مجاز تحملي زمين را تعيين نموده و از روي آن مهندس محاسب ابعاد پي را تعيين مي‌نمايند.

انواع پي‌ها :

1-پي‌ نقطه‌اي   2-پي‌هاي نواري   3-پي‌هاي عمومي   4-شمع‌كوبي يا پي‌هاي عميق

پي‌هاي نقطه‌اي براي ساختمان‌هايي كه بار آن بطور متمركز (نقطه‌اي) به زمين منتقل مي‌شود ساخته مي‌گردد مانند : ساختمانهاي فلزي و يا ساختمان‌هاي بتني.

موضوع: پي‌سازي     بتن مگر

لايه‌هاي پي سازي در پي‌هاي نواري به ترتيب از پايين عبارتند از: شفته ريزي- كرسي چيني – شناژ- ملات ماسه سيمان براي زير ايزولاسيون رطوبتي – قيرگوني براي ايزولاسيون رطوبتي- ملات ماسه سيمان براي پوشش روي قيرگوني ديوار چيني اصلي. به پي هاي عمومي راديه ژنرال هم مي‌گويند و از بتن مسلح ساخته مي‌شود و داراي محاسبات فني مفصل ودقت اجراي فوق العاده مي‌باشند براي ساختمانهايي كه داراي وزن فوق العاده مي‌باشد و يا ساختمان‌هايي در زمين‌هاي سست ساخته مي‌شود اين گونه پي‌ها ايجاد مي‌گردند. همچنين در زمينهايي كه خيلي سست بوده و به هيچ وجه قدرت تحمل بار ساختمان را نداشته مانند خاكهاي دستي يازمينهاي ماسه‌اي و يا درمحل‌هايي كه زمين بكر در عمق‌هاي زياد قرار داشته باشند از شمع كوبي استفاده مي‌شود. كه خود شمع كوبي انواع مختلفي دارد مانند شمعهاي چوبي و آهكي و فلزي در جا يا فلزي كه پس از بتن ريزي قالب شمع را در مي‌آورند. عمق پي‌هاي نواري و نقطه‌اي در حدود 40 الي 50 سانتي‌متر و عمق پي‌هاي عمومي 80 الي 100 سانتي‌متر مي‌باشد.

پي‌سازي:

پس از گودبرداري و رسيدن به خاك مناسب كه داراي مقاومت كافي باشد براي پي سازي در ابتدا بتن مگر فونداسيون مي‌ريزند. كه اين بتن مگر لاغر هم مي‌گويند مقدار سيمان در بتن مگر در حدود 100 الي 150 كيلوگرم در متر مكعب مي‌باشد. در پي‌هاي نقطه‌اي بتن مگر به دو دليل مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

1-              براي جلوگيري از تماس مستقيم بتن اصلي پي با خاك

2-              براي رگلاژ كف پي و ايجاد سطح صاف براي ادامه پي سازي

ضخامت بتن مگر در حدود 10 سانتي‌متر مي‌باشد و معمولاً‌ قالب بندي (چوبي يا آجري) از روي بتن مگر شروع مي‌شود.

قالب بندي شناژ و فنداسيون:

در كارگاههاي ساختماني بتني سه كارگاه وجود دارد كه هم زمان به كار خود ادامه مي‌دهند. اين سه كارگاه عبارتند از : كارگاههاي بتن سازي- آرماتور بندي و قالب بندي. از آنجا كه بتن قبل از سخت شدن روان مي‌باشد لذا براي شكل دادن به آن احتياج به قالب داريم.

در حال حاضر در بيشتر ساختمان‌ها از قالبهاي آجري استفاده مي‌شود چون مقرون به صرفه‌تر از قالبهاي چوبي است از قالبهاي فلزي در كارهاي سري سازي استفاده مي‌شود. قالب بندي آجري بدين طريق است كه پس از بتن مگر اندازه پي‌هاي اصلي را با آجر چيده و بعد شناژها را به آن نيز متصل مي‌نمايند.

ضخامت اين آجر چيني مي‌تواند 10 سانتي متر هم باشد بهتر است براي اين آجر چيني از ملات گل استفاده نمود زيرا در اين صورت بعد از سخت شدن بتن مي‌توان آجرها را برداشته و مجدداً‌ مورد استفاده قرار داد. ولي در اين طريق (ديوار 10 سانتي متري و ملات گل) ممكن است در موقع بتن ريزي ديوارهاي قالب تحمل وزن بتن را ننموده و از همديگر متلاشي شود. كه در اين صورت مي‌بايد قبل از بتن ريزي پشت كليه قالبها با خاك يا آجر و يا مصالح ديگر بسته شود بطوريكه بخوبي بتواند تحمل وزن بتن را بنمايد.

مشكل اساسي در اين نوع قالب بندي آن است كه آجر آب بتن مجاور خود را مكيده و آنرا خشك مي‌كند و فعل و انفعالات شيميايي را در آن متوقف مي‌كند و در نتيجه حد اقل به ضخامت 5 سانتي متر بتون مجاور خود را فاسد مي‌كند. براي جلوگيري از اين كار بهتر است كه رويه آجر را با يك ورقه نايلون پوشيده شود تا آجر با بتون آجرها به راحتي از قالب جدا شده و مي‌تواند در محلهاي ديگر مورد استفاده قرار گيرد به هيچ وجه نبايد تصور نمود كه قبل از بتن ريزي مي‌توان ديوارهاي قالب آجري با پاشيدن آب سيراب نموده بطوريكه آجرها آب بتن را نمكد زيرا اولاً‌ با پاشيدن آب  آجر كاملاً‌ سيراب نمي‌شود و در ثاني مقدار زيادي آب در قالب جمع مي‌شود كه خارج كردن آن از قالب بسيار مشكل و حتي غيرممكن مي‌باشد و اين آب داخل پي جاي بتن را گرفته و موجب پوكي قطعه مي‌شود. در ساختمان‌هاي مهم قالب پي‌ها را با چوبهاي روسي مي‌سازند.

بدين طريق كه ارتفاع پي‌ها را كه روي نقشه مشخص مي‌باشد تعيين نموده و با كنار هم گذاشتن تخته‌ها به همان اندازه و اتصال آنها به يكديگر بوسيله چوبها چهار تراش قالب پي و يا هر قسمت ديگر را مي‌سازند بايد توجه داشت كه تخته‌ها بايد آنچنان به يكديگر متصل باشند كه به خوبي بتواند وزن بتن و ضربه‌ها و ارتعاشات بوجود آمده از ويبراتور را تحمل نمايد مخصوصاً‌ در مورد شناژها بايد تخته را از بالا به وسيله قطعات چوب چهار تراش به يكديگر متصل نمود به طوري كه درزبندي شود كه شيره بتن از آن خارج نشود. گاهي مواقع نيز از قالبهاي فلزي استفاده مي‌شود كه قالبهاي فلزي به مراتب گرانتر تمام مي‌شود.

آرماتور بندي شناژ و فنداسيون :

آرماتور بندي از حساس‌ترين و با دقت‌ترين قسمتهاي ساختمانهاي بتني مي‌باشد زيرا همان طوريكه قبلاً‌ گفته شد كليه نيروهاي كششي در ساختمان بوسيله ميلگرد‌ها متحمل مي‌شوند بدين لحاظ در اجرا آرماتور بندي ساختمان‌هاي بتني بايد نهايت دقت به عمل آيد براي تعيين قطر و تعداد ميلگردهاي هر قطعه بتني دو منبع تعيين كننده وجود دارد اول محاسبه دوم آئين نامه در مورد اول مهندس محاسب با توجه به مشخصات قطعه بتني قطر ميلگرد را تعيين نموده و در نقشه‌هاي مربوطه مشخص مي‌نمايند كارگاه آرماتوربندي بايد در قسمتي جداگانه از كارگاه اصلي تشكيل گردد.

در كارگاههاي كوچك آرماتور را با دست (آچار گوساله) خم مي‌نمايند ولي در كارگاههاي بزرگ خم كردن آرماتور بوسيله ماشين انجام مي‌گيرد. مسئول كارگاه آرموتوربندي بايد از روي نقشه تعداد و شكل هر آرماتور را تعيين نموده و به كارگران مربوطه داده و خم كردن هر سري را دقيقاً‌ زير نظر داشته باشد تا طول آرماتور و خم بردن و زاويه خم كردن و طول قلاب ها طبق نقشه انجام گيرد.

ميلگردها بايد از نوع ذكر شده در نقشه باشد (آجدار يا ساده)

 

آرماتور بندي و خم كردن آرماتورها :

در كارگاههاي كوچك كه مصرف كل آرماتورها از 50 تن بيشتر نيست اگر ميلگرد خميدگي موضعي داشته باشد مي‌بايد اين خميدگي‌ها قبلاً‌ صاف گردد بعد اقدام به شكل دادن آن گردد.

براي صاف كردن ميله‌ گردها چكش كاري مجاز نمي‌باشد و آرماتورها بايد تميز و در موقع كار فاقد گل و مواد روغني باشد. ميله‌گردهاي نمره پايين مثلا‌ً‌ 8 و10 كه گاهي به صورت كلافي به كارگاه آورده مي‌شود اين ميلگردها را بايد قبلاً‌ به طول‌هاي مناسب بريده و بوسيله كشيدن صاف نموده و آن گاه مصرف نمود.

آرماتورها بايد بطوري به هم بسته شود تا در موقع بتن ريزي از جاي خود تكان نخورده و جابجا نشود و فاصله آنها از يكديگر  طوري باشد كه بزرگترين دانه بتن براحتي از بين آنها رد شده و در جاي خود قرار گيرد.

آرماتورها تا قطر 12 ميلي متر را مي‌توان با دست خم كرد ولي آرماتورهاي بزرگتر از 12 ميلي‌متر را با دستگاه‌هاي مكانيكي مجهز به فلكه خم ميشود. قطر فلكه خم متناسب با قطر آرماتور بوده و بايد بوسيله محاسب كارگاه تعيين گردد. كليه آرماتورهاي ساده بايد به قلاب ختم شود ولي آرماتورهاي آجدار را مي‌توان بصورت گونيا خم كرد. سرعت خم كردن بايد متناسب با درجه حرارت محيط باشد و بايد با نظر مهندس كارگاه بطور تجربي تعيين شود. بايد از خم كردن و باز كردن آرموتورهاي شكل داده شده و مصرف آن در محل ديگر خودداري نمود و در مواقع ضروري بايد باز كردن هم‌ با نظر مهندس محاسب باشد.

وصله كردن آرماتورها :

با توجه به اين كه طول ميگرد موجود در بازار 12 متري مي‌باشد در اغلب قسمتهاي ساختمانها مخصوصاً‌ در شناژها ميلگردهايي با طول بيشتر مورد نياز است و همين طور قطعات باقيمانده از شاخه‌هاي بزرگ بالاخره بايستي مصرف شوند ناگزير از وصله كردن ميله گردها هستيم بهتر است دقت شود حتي المقدور اين وصله‌ها به حداقل خود برسد يعني در موقع برش كاري طوري اندازه‌ها را باهم جور كنيم كه ريزش آرماتورها زياد نباشد و در صورت اجبار اين اتصالات با نظر مهندس ناظر در جايي باشد كه تنش‌ها در آنجا حداقل است و بايد توجه شود كه در يك مقطع كليه آرماتورها وصله نباشد اتصال دو آرماتور در ساختمان‌هاي بتن آرمه اغلب به صورت پوششي بوده و باروي هم آوردن دو قطعه انجام مي‌شود.

اين نوع اتصال براي آرماتور تا نمره 32 مجاز مي‌باشد و آن بدين طريق است كه دو قطعه آرماتور را كنار هم قرار داده و بوسيله سيم آرموتور بندي به همديگر متصل مي‌گردد. طول دو آرماتور روي هم آمده دو قطعه نبايستي كمتر از اندازه داده شده در نقشه باشد و بايد بوسيله مهندس محاسب و ناظر تعيين شود اين طول معمولاً‌ به اندازه 40 برابر قطر ميل گرد مصرفي است.

 

آرماتور بندي شناژ- كف شالوده :

در قطعات تحت خمش و خمش توام با فشار نبايد در يك مقطع بيش از نصف آرماتور‌ها وصله‌دار باشد در قطعات تحت كشش و كشش توام با خمش نبايد بيش از يك سوم در يك مقطع وصله‌دار باشد.

پي‌هاي نقطه‌اي حداقل بايد از دو جهت بوسيله شناژ بتني به پي‌هاي همجوار متصل باشد. حداقل ابعاد اين كلاف بتني بايد 30 سانتي‌متر بوده و بوسيله 4 ميله‌گرد طولي به قطر 12 ميلي‌متر مسلح باشد اين فولادهاي طولي بايد با فولادهاي عرضي (خاموت) به قطر حداقل 5 ميلي‌متر و به فاصله حداكثر 25 سانتي متر به هم ديگر بسته شوند و اين قفسه بافته شده شناژ بايد در تمام طول پي ادامه پيدا كند و به شناژ طرف ديگر پي متصل باشد. حداقل بتن روي قفسه شناژ 3 سانتي‌متر مي‌باشد. فاصله ميله گردهاي شناژ نبايد از 10 سانتي‌متر كمتر باشد و حداقل قطر ميله‌گردهاي داخل شالوده نبايد از 10 ميلي‌متر كمتر باشد.

آرماتورهاي كف شالوده بايد در دو جهت در تمام بعد شالوده ادامه پيدا كند ولي اگر طول پي از 3 متر تجاوز نمايد مي‌توان آرماتورها را يك در ميان كوتاهتر اختيار نمود ولي طول آرماتورهاي كوتاه شده نبايد از 8/0 طول اصلي كمتر باشد.

 

 

 

آرماتور بندي ريشه ستون :

آرماتورهاي ريشه با انتظار با ريشه براي اتصال شالوده به ستون بكار مي‌رود بايد تا سطح آرماتورهاي زيرين پي ادامه داشته ادامه داد وبقيه آرماتورهاي ستون را با اندازه 40 سانتي متر داخل پي نمود كليه آرماتورهاي ريشه بايد در انتها داراي خم 90 درجه باشد .

اين آرماتورها بايد بوسله خاموت به يكديگر متصل شده و داخل پي بخوبي مستقر شود و يا به عبارت ديگر بايد خاموت‌هاي ستون تا داخل پي ادامه يابد. طول آن قسمت از آرماتورهاي ريشه كه بايد خارج از پي قرار گيرد تا ميله‌گردهاي ستون به آن بسته شود بايد بوسيله مهندس محاسب تعيين گردد ولي هيچ گاه نبايد از 60 تا 50 سانتي متر كمتر گردد. اگر نتيجه محاسبات بيش از اعداد داده شده باشد بايد از اعداد به دست آمده بوسيله محاسبات استفاده شود.

 براي ايجاد مقاومت در مقابل نيروهاي كششي در بتن داخل شناژ چند رديف در بالا و پايين ميله‌گرد طولي قرار مي‌دهند و اين آرماتور بندي شناژ ميلگردهاي طولي را به وسيله ميلگردهاي عرضي كه به آن خاموت گفته مي‌شود به همديگر متصل مي‌نمايند. ميله گرد‌هاي طول و عرضي را قبلاً‌ مطابق شكل مي‌بافند و بعد در داخل قالب‌بندي شناژ قرار مي‌دهند بايد توجه داشت پهناي اين قفسه بافته شده بايد در حدود 5 سانتي‌متر كوچكتر از پهناي اين قفسه بافته شده باشد بايد هر طرف 5/2 سانتي‌متر باشد به طوريكه اين ميلگردها  كاملاً‌ در بتن غرق شده و آنرا از خوردگي در مقابل عوامل جوي محفوظ نمايد. اين اندازه در مناطق مختلف و آب و هواي مختلف و همچنين محل قرار گرفتن قطعه بتني (اينكه درون زمين و يا خارج آن) قرار گيرد ونيز ميزان سولفاته بودن آبهاي مجاور آن متفاوت است كه ميزان آن بوسيله موسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران تعيين شده است. ناگفته نماند كه خاموتهاي شناژ اكثراً به صورت مربع و چهار ضلعي است چون چهار عدد ميلگرد در داخل شناژ قرار مي‌گيرد.

نكته: ناگفته نماند كه فاصله بين خاموتها در ريشه ستون به مراتب كمتر از جاهاي ديگر ستون مي‌باشد. چون ريشه بايد يكپارچگي ومقاومت بيشتري باشد يا به عبارت ديگري در يك ششم طول بالا كه ستون به سقف متصل مي‌شود فواصل بين خاموتها كمتر از جاهاي ديگر ستون مي‌باشد كه اين فاصله از روي نقشه خوانده مي‌شود. كه توسط مهندس محاسب محاسبه مي‌شود ولي تقريباً‌ حدود 15 سانتي‌متر مي‌شود ولي در جاهاي ديگر ستون حدود 25 سانتي‌متر مي‌باشد.

قبل از بتن ريزي بايد حتماً‌ يك بار ديگر فاصله محور آرماتورهاي ريشه كنترل گردد كف پي ‌و  آرماتورها كنترل گردد و مواد زائد از آن خارج شود. بست‌هاي اتصال بايد كنترل گردد و در مواقع قالب برداري دقت شود تا بتن تازه ريخته شده شالوده آسيب نبيند و قالب‌ها تكه تكه و به آرامي جدا شود. اگر از قالب آجري استفاده شود و ورقه نايلون روي آجر كشيده نشده است بهتر است از آجرها صرف نظر شود و اقدام به برداشت آجرها نمائيم زيرا در اين صورت آجر به بتن كاملاً‌ چسبيده و جدا كردن آن غير ممكن است و اگر قبل از سخت شدن بتن بخواهيم آجرها را جدا كنيم حتماً‌ به پي آسيب خواهد رسيد.

چگونه شبكه ميل گرد ستون را به ريشه متصل كنيم؟

بعد از اجراي فنداسيون و گذاشتن ميله گردهاي ريشه اگر بخواهيم ميله‌گردهاي ستون را كنار ميله‌گردهاي ريشه قرار دهيم به اندازه كلفتي ميله گرد ريشه ستون از محور خود منحرف خواهد گرديد كه اگر لاين انحراف در طبقات بالا تماماً‌ در يك جهت باشد ممكن است ستون طبقه پنجم يا ششم چندين سانتي‌متر تغيير مكان كند بدين لحاظ بايد سعي شود كه اين تغيير مكان در هر طبقه بر خلاف تغيير مكان طبقه پايين‌تر باشد .بهتر آن است كه در آرماتورهاي ستون انحناي كوچكي مطابق كل شكل ايجاد گردد آن گاه نسبت به اتصال شبكه ميلگردش ستون به ريشه اقدام گردد تا ستون درست در محل خود جاي بگيرد و كوچكترين انحرافي نداشته باشد اين انحراف به اندازه قطر ميلگرد مي‌باشد.

گاهي مواقع در آرماتوربندي فنداسيون اتفاق مي‌افتد كه شبكه بندي ميله‌گردها هم در كف فنداسيون و هم در قسمت فوقاني فنداسيون شبكه‌هايي وجود دارد.

اين زماني اتفاق مي‌افتد كه دو ستون با هم روي يك فنداسيون قرار گرفته باشد يعني در محل فنداسيون درز انقطاع دو ساختمان، دليل اين شبكه‌ها در قسمت فوقاني براي تحمل كشش در آن ناحيه يعني بين دو ستون مي‌باشد . چون دو ستون نيروي زيادي را به فنداسيون وارد مي‌كند و نيروي كششي در بالاي و فاصله بين دو ستون ايجاد مي‌شود كه براي تحمل اين نيروي كششي از ميلگردهاي لازم استفاده مي‌شود.

گاهي مواقع اتفاق مي‌افتد كه فنداسيون‌هاي مسلح نواري كه دو يا چند ستون روي آن سوار مي‌شود و حالت باسكولي دارد و هم ميل‌گردهايي جهت تقويت در جاهايي كه كشش خيلي زياد است هم در كف و هم در بالاي فنداسيون از ميله‌گردهاي نمره بالا 24-26 استفاده مي‌‌كنند البته اين ميلگردها به صورت تقويتي است و بايد در بين شبكه ميلگردها قرار گيرد و به شبكه نچسبد .

بتن سازي و بتن ريزي:

براي بتن ريزي فنداسيون و شناژها بايد بتن را طبق آئين نامه بسازيم. بتن سنگي است مصنوعي كه از مواد سنگي (شن وماسه) و آب وسيمان تشكيل يافته و به علت رواني قالب خود را پر كرده وبه شكل قالب در مي‌آيد.

مصالح سنگي:

مصالح سنگي كه در بتن مصرف مي‌شود شن و ماسه مي‌باشد كه در حدود 75% حجم بتن را تشكيل مي‌دهد. دانه‌هاي سنگي تا بزرگي 5 ميلي‌متر بزرگتر را شن مي‌گويند. قسمت اعظم مقاومت بتن بستگي به مقاومت شن و ماسه دارد و در نتيجه بايستي در انتخاب معادن شن و ماسه جهت بتن ريزي نهايت دقت به عمل آيد.

 

 

دانه‌هاي نامطلوب از نظر شكل:

هر قدر شكل دانه‌ها هندسي‌تر باشد براي بتن ريزي مناسب‌تر مي‌باشد. وجود دانه‌هاي سوزني و يا پولكي شكل در بتن مناسب نيست و مجموع اين دانه‌ها نبايد از 15% وزن كل شن و ماسه مورد مصرف در بتن بيشتر باشد دانه‌هاي سوزني به دانه‌هايي گفته مي‌شود كه طول بزرگترين بعد آن از 8/1 معدل دو الكي كه اين دانه‌ها بين آنها قرار دارد بيشتر باشد دانه‌هاي سوزني به علت آن كه زودتر از ساير دانه‌ها مي‌شكنند نامطلوب مي‌باشند. دانه‌هاي پولكي شكل به دانه هايي گفته مي شود كه ضخامت كمترين بعد آن كوچكتر از 60 %   اندازه متوسط الكي كه دانه سنگي به آن تعلق دارد .

مواد نامطلوب در شن و ماسه و اندازه دانه‌ها :

بطور كلي شن و ماسه شكسته اغلب فاقد مواد نامطلوب مي‌باشد ولي در مورد شن و ماسه رودخانه بايد توجه داشت كه:

1-مواد آلي مانند ريشه گياهان- فضولات حيواني- تكه‌هاي چوبي و فلزات و ذرات ذغال سنگ در شن و ماسه وجود نداشته باشد و يا حداكثر ميزان آن از يك درصد وزن شن و ماسه تجاوز نكند. موادي كه در برابر عوامل جوي ضعيف بوده و يا در فعل و انفعالات شيميايي سيمان از خود واكنش نشان ندهند. مواد نامبرده نبايد در شن و ماسه وجود داشته باشد درصد اين مواد بوسيله آزمايشگاهها تعيين مي‌شود و هم چنين مواد سنگي مصرفي در بتن بايد فاقد خاك رس و كلوخه‌هاي رس باشد زيرا اولاً‌ آب داخل بتن را به خود جذب كرده و فعل و انفعالات شيميايي سيمان را متوقف مي‌كند در ثاني دور دانه‌هاي شن و ماسه را گرفته ومانع تماس مستقيم سيمانه و دانه‌ها مي‌گردد.

آب در بتن:

1-       سيمان در مجاورت آب شروع به فعل و انفعالات شيميايي نموده و تشكيل سيليكاتها و آلوميناتها كلسيم متبلور مي‌‌دهد كه اساس گرفتن و سخت شدن بتن مي‌باشد. اين مقدار در حدود 20 الي 25 درصد وزن سيمان مي‌باشد.

2-       آب سطح دانه‌هاي سنگي را تر نموده و باعث لغزش اين عناصر به روي يكديگر مي‌گردد بديهي است هر قدر سطح دانه‌ها بيشتر باشد آب بيشتري در اين قسمت مصرف مي‌شود به همين علت مقدار اين آب متفاوت بوده و در حدود 25% وزن سيمان مي‌باشد.

3-              آب باعث روان شدن بتن مي‌گردد تا بهتر بتوان آن را حمل نموده و در قالب ريخته و آنرا به شكل قالب در آورد.

بديهي است فقط آب قسمت اول در بتن باقي مي‌ماند و آب قسمت دوم به مرور تبخير گشته و جاي آن به صورت فضاي خالي ممكن است به صورت فضاي خالي كه ممكن است به صورت تارهاي موئين باشد در بتن باقي بماند كه اين خود باعث پوكي بتن گشته و موجب تضعيف بتن مي‌گردد.

بايد توجه داشت كه هر قدربتن خشكتر باشد مقاوم‌تر خواهد بود ولي بتن‌هاي خيلي خشك به علت لغزنده نبودن كاملاً‌‌ قالب را پر نكرده و در داخل آن فضاي خالي بوجود آمده و در نتيجه قطع    نمي تواند بار وارده را تحمل نموده و غير قابل استفاده مي‌گردد و چنين مي توان گفت كه بتن تازه بايد مانند عسل باشد .

آب در بتن :

با توجه به اين كه در اغلب كارگاههاي كوچك و حتي در بعضي از كارگاهها تقريباً‌ بزرگ امكان تجزيه آب از لحاظ شيميايي موجود نيست لذا به طور كلي مي‌توان گفت كه تقريباً‌ آبي كه فاقد بو ومزه و ظاهراً‌ قابل آشاميدن باشد مي‌توان در بتن از آن استفاده كرد. البته اين موضوع دليل آن نيست كه آبهاي غير آشاميدني براي بتن مضر است. در مواردي كه آب آشاميدني براي بتن در دسترس نباشد مي‌بايد مقاومت مكعب 28روزه بتن حد اقل 90 درصد مقاومت مكعبي را كه با آب آشاميدني ساخته شده است را دارا باشد در اين صورت مي‌توان مطمئن شد كه ناخالصي‌هاي آب بر آب بتن مضر نيست.

اثر ناخالصيهاي آب بر روي بتن:

سنگ‌هاي سديم و پتاسيم و منيزيم محلول در آب در فعل و انفعالات شيميايي سيمان موجود در بتن شركت كرده و در اثر انبساط حجمي موجب خرد شدن الياف قطعه بتني مي‌گردد. اين خرابي در قطعاتي كه در جريان آب سولفاته قرار دارند. بيشتر مي‌باشد. اثر نمك بر روي بتن ابتدا به صورت شوره ظاهر گشته و بعد از مدتي موجب خرد شدن قطعه مي‌گردد.

كانالهاي هدايت فاضلاب‌هاي كارخانه و هم مواد روغني و نفتي در اثر تماس با دانه‌ها و فولاد موجود در بتن سطح آب را چرب نموده و مانع چسبيدن دوغاب سيمان به دانه‌ها و چسبيدن دانه‌ها به يكديگر مي‌گردد.

سيمان:

سيمان واژه لاتيني است كه از كلمه Caementun و يا Caedimentun گرفته شده و معني آن خرده سنگ است. سيمان ماده چسبنده است به رنگ خاكستري كه در مجاورت آب و در مجاورت هوا و بعضي از انواع بدون مجاورت هوا در اثر فعل و انفعالات پيچيده شيميايي سخت گشته و قطعات خرده سنگ مجاور خود را به يكديگر مي‌چسباند.

 براي اولين بار سيمان در انگلستان بوسيله شخصي كشف گرديد وچون رنگ آن بعد از خشك شدن به رنگ سنگهاي ساحلي جزيره پرتلند بود بنام سيمان پرتلند معروف گرديد سيمان پرتلند معروف‌ترين و رايج‌ترين سيمان در دنيا است.

مواد متشكله پرتلند : سيمان پرتلند تشكيل شده است از 65% آهك CaO و حدود 20% سيليس به فرمول SiO2 و حدود 6% اكسيد آلومينيوم به فرمول: AL2O3 و حدود 4% اكسيد منيزيم به فرمول

MgO و 3% آنيدريد سولفوريك به فرمول SO3 و دو سه درصد ديگر نيز مواد ديگر كه فرمول و نسبت دقيق اين مواد در كارخانه‌هاي مختلف متفاوت است. اين مواد را به نسبت‌هاي معين و دقيق مخلوط كرده و به دو طريق خشك و يا ترد در كوره سيمان‌پزي برده و آنرا مي‌پزند.

سيمان پزي :

پختن سيمان يعني ايجاد فعل و انفعال شيميايي بوسيله حرارت بين مواد متشكله آن تا مواد بصورت دانه‌هايي به درشتي فندق در ايد به اين دانه‌ها كه در اثر حرارت تشكيل مي‌شود در اصطلاح سيمان‌پزي كلينكر مي‌گويند.

انبار كردن سيمان:

در موقع انبار كردن سيمان بايد دقت شود كه رطوبت هوا و زمين باعث فاسد شدن سيمان نشود. بدين لحاظ بايد انرا روي قطعاتي از تخته كه با زمين در حدود 10 سانتي‌متر فاصله دارد و تعداد كيسه‌هاي سيمان روي هم قرار مي‌گيرد نبايد از 10 الي 12 كيسه بيشتر باشد زيرا در غير اين صورت سيمان‌هاي زيرين در اثر فشار سخت شده و غير قابل مصرف مي‌گردد.

چنانچه اين قطعات سخت شده به راحتي با دست به صورت پودر در ايد قابل مصرف در قطعات بتني مي‌باشد و در غير اين صورت سيمان فاسد شده و بتن ساخته شده با اين نوع سيمان باربر نبوده و نمي‌توان از آن در قطعات اصلي ساختمان مانند تيرها وستونها و سقفها استفاده نمود.

اگر بخواهيم سيمان را براي مدت طولاني انبار كنيم بايد حتي‌المقدور بايد با ديوارهاي خارجي انبار فاصله داشته باشد و روي آنرا با ورقه‌هاي پلاستيكي پوشانيده شود تا حتي المقدور از نفوذ رطوبت به آن جلوگيري به عمل آيد. اگر سيمان به طرز صحيح انبار شود حتي تا يكسال بعد نيز قابل استفاده است فقط ممكن است زمان گيرش آن به قدري به تعقيب افتد ولي اثري در مقاومت 28 روزه آن ندارد.

گاهي مواقع در برخي از كارگاهها كه سيمان زياد مصرف مي‌شود سيمان را در سيلوها نگهداري مي‌كنند يعني سيمان را به صورت فله‌اي خريداري نموده و در سيلو انبار مي‌كنند و هر گاه كارگران به سيمان احتياج داشته باشند از اين سيلوها استفاده مي‌كنند.

نسبت‌هاي مخلوط كردن اجزاي بتن:

منظور از نسبت‌هاي مخلوط كردن اجزاي بتن آن است كه نسبت مناسبي براي اختلاط شن و ماسه و سي به دست آوريم تا دانه‌هاي ريزتر فضاهاي بين دانه‌هاي درشتتر را بپوشاند وجسم توپري بدون فضاي خالي و با حداكثر وزن مخصوص به دست آيد. هم چنين تعيين مقدار آب لازم به طوريكه بتن به راحتي قابل حمل و نقل بوده و در قالب خود جا گرفته و دور ميله‌گردها را احاطه نموده و كليه فضاي خالي قالب را پر نمايد و در مجاورت آن فعل و انفعالات شيميايي سيمان شروع شده و تا مرحله سخت شدن ادامه يابد و بالاخره تعيين مقدار سيمان مورد لزوم براي به دست آوردن بتن با مقاومت كافي كه بتواند به راحتي بارهاي وارده ساختمان را تحمل نمايد.

مقاومت بتن با افزايش سيمان بالا مي‌رود حداكثر سيماني كه آئين‌نامه‌هاي مختلف براي بتن مجاز دانسته‌اند 400 كيلوگرم سيمان در متر مكعب شن و ماسه مي‌باشد و چنين معتقدند كه اگر مقدار سيمان از 400 كيلوگرم بيشتر باشد جاي مصالح سنگي را مي‌گيرد و بجاي قطعات سنگي كه مقاومت بيشتري دارند قطعات سيماني خواهيم داشت. در نتيجه باعث ضعف قطعه بتني مي‌گردد البته مقدار سيمان به ريزي و درشتي دانه‌هاي مصرفي دارد هر قدر دانه‌هاي مصرفي ريزتر باشد در نتيجه سطح مخصوص دانه‌هاي زيادتر باشد به سيمان بيشتري نياز داريم زيرا فرض بر اين است كه دوغاب سيمان مانند پوشش نازكي دور تا دور دانه‌ها را آغشته كرده و آنها را به يكديگر مي‌چسباند. بعضي آئين‌نامه‌ها حداكثر سيمان مصرفي در بتن را 350 كيلوگرم در يك متر مكعب شن و ماسه پيشنهاد مي‌كنند . مثلاً‌ وقتي مي‌گويند بتن 300 يعني بتني كه در هر متر مكعب شن و ماسه آن 300 كيلوگرم سيمان مصرف شده است.

بتن سازي

بتن سازي روشهاي مختلفي دارد مانند روش زير:

 

 

 

1-              بتن سازي با دست :

روش دستي ساده‌ترين روش و ابتدايي‌ترين روش براي تهيه بتن است كه جز در مواقع اضطراري و براي تهيه بتن‌هاي كم اهميت و يا لكه‌گيري ويا كارهاي متفرقه جزئي؛ مجاز نمي‌باشد.

در اين روش كار مخلوط كردن را بايد روي سطح تميزي انجام داد و براي اين كار مي‌توان با چسبانيدن تخته‌هاي چوبي به يكديگر يك سطح صاف ايجاد نموده و قبل از شروع كار بايد اين سطح چوبي را در وضعيت افقي محكم نموده و آنرا كاملاً‌ خيس نمائيم تا آب بتن تازه بوسيله چوب مكيده نشود.

هم چنين هر چه درزهاي چوب‌ها به يكديگر محكمتر چسبيده باشند تا شيره بتن خارج نشود بهتر است. ابتدا مقدار ماسه لازم را روي كف ريخته شده و بعد بر روي آن مقدار معيني سيمان اضافه مي‌گردد. كمي بر روي آن شن افزوده كرده و قبل از افزودن آب مصالح را خوب بصورت خشك بهم زده و با هم مخلوط مي‌كنيم تا مخلوط رنگ يكنواختي به خود بگيرد سپس آب لازم را به آن اضافه مي‌كنيم.

بهم زدن مخلوط را ادامه مي‌دهيم. يك كارگر خوب حداكثر مي‌تواند حجمي معادل يك متر مكعب بتن را ظرف يك ساعت مخلوط كند .

 

 

 

بتن سازي با بتونير:

اين دستگاه شامل يك محفظه متحرك و ديگ گردان يا مخلوط‌كن مصالح مي‌باشد. اغلب بتونيرها خود داراي پيمانه آب بوده ومحفظه متحرك آنها كه مصالح را به درون ديگ گردان هدايت مي‌كند بوسيله سيستم كابلي يا جكهاي هيدروليكي به حركت در مي‌آيند. اين دستگاه را مي‌توان در محلي نزديك محل اصلي‌ بتن ريزي مستقر نموده و براي تغذيه آن محل دپوي مصالح ومخزن آب را در مجاورت آن در نظر گرفت. مساله مهم در مورد اين دستگاه‌ها تنظيم پيمانه براي نسبت‌هاي لازم مصالح تشكيل دهنده مي‌باشد.

تراك ميكسر:

دستگاه بتن سازي كه بر روي كاميون قرار دارد و به اين ترتيب داراي تحرك كامل مي‌باشد. از تراك ميكسر به منظور حمل بتن استفاده مي‌شود تا ساخت بتن ولي مي‌توان مصالح مخلوط شده را داخل آن ريخت تا در طول راه بتن ساخته شود.

اما معمول آن است كه بتن كاملاً‌ ساخته شده را از دستگاه بتن‌ساز مركزي به داخل تراك ميكسر مي‌ريزند تا به محل بتن‌ريزي حمل شود و تراك ميكسر مخلوط بتن را در طول راه بهم مي‌زنند تا بتن خود را نگيرد و به صورت آماده به محل كار برسد.

دستگاه بتن سازي  (Central Eatching Plant)

 روش ديگر و پيشرفته تر تهيه بتن بويژه در پروژه‌هاي بزرگ و با اهميت، استفاده از دستگاه بتن مركزي مي‌باشد . مصالح سنگي (شن و ماسه) در اندازه‌هاي مختلف در محفظه‌هاي پشت اين دستگاه انبار مي‌شوند و سپس با كنترل از اطاق فرمان، بوسيله بيل كششي به قسمت توزين هدايت مي‌شود. سپس مصالح به مقدار مورد نياز وزن شده داخل ديگ گردان شده و در اين مرحله سيمان نيز از محفظه مربوطه به داخل ديگ رانده شده و با افزودن آب ديگ شروع به چرخش ومخلوط كردن مصالح مي‌نمايد.

روشهاي حمل بتن:

بتن ساخته شده توسط دستگاههاي بتن ساز و بر حسب فاصله تا محل مصرف و يا نوع سازه مورد نظر يا وسائل و دستگاههاي خاص به آن محل منتقل مي‌شود. در ذيل به شرح تعدادي از روشهاي حمل مي‌پردازيم:

1-              فرغان و گاري دستي

2-              دامپر

نظير گاري حمل بتن مي‌باشد با اين تفاوت كه داراي موتور متحرك است و با آن مي‌توان تا فواصل بالنسبه دورتري بتن را حمل كرد.

3- جرثقبل و باكت: هنگاميكه احتياج به حمل بتن در ارتفاع باشد بيشتر از اين متد استفاده مي‌شود.

معمولاً‌‌در كارگاههاي ساختمان‌هاي بتني مهم استفاده از جرثقيل به علت نياز به جابجايي قالب و شبكه‌هاي آرماتور اجباري است و در صورت وجود چنين جرتقيلي استفاده از آن براي حمل بتن، منطقي و اقتصادي به نظر مي‌رسد ظرفيت باكت‌ها تا 2 متر مكعب بوده و معمولاً‌‌ به شكل مكعبي يا استوانه‌اي مي‌باشد و بتن داخل باكت يا از دريچه‌اي كه از زير آن تعبيه مي‌گردد يا باكت به صورت قيچي باز مي‌شود.

4- تسمه نقاله:

از اين متد بيشتر در مواقعي‌اي كه نياز به جابجايي افقي بتن مي‌باشد استفاده مي‌شود و بطور معمول تا شيب‌هاي 15 درجه نيز مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

بتن ريزي و متراكم كردن آن:

بتن ريزي بايد طبق اصول صحيح انجام گيرد و شرايط مناسب براي گرفتن بتن فراهم كرد. در بتن ريزي صحيح ملات ماسه سيمان دور دانه‌هاي بتن را مي‌پوشاند و جسمي توپر بدست مي‌آيد و بتن حجم قالب را كاملاً‌ پر مي‌كند و فضاي خالي باقي نمي‌ماند.

قبل از اينكه بتن در محل مورد نظر ريخته شود؛ داخل قالبها بايستي به دقت مورد بررسي قرار گيرد تا اين كه اطمينان حاصل شود كه قالبها تميز بوده و از طرفي به مواد روغني مناسبي آغشته شده باشند تا بتن به سطح قالب نچسبد. و ظاهر بتن صاف در آيد و علاوه بر اين از قالب بتوان بدفعات بيشتري از آن استفاده نمود.

مواد نظير خاك؛ گرد و خاك بايد بوسيله جريان هواي فشرده از درون قالبها تميز گردد. وقتي ارتفاع قالبها زياد باشد بايد دريچه‌هاي اضطراري در جهت اين بازديدها تعبيه گردد. بتن را قبل از اينكه سخت شود و اثر كارپذيري آن كم شود بايد در محل نهايي خود ريخت.

 

در بتن ريزي بايد به نكات زير توجه نمود:

بتن را بايد در لايه‌هاي افقي در جاي خود ريخت و نبايد آن را با ويبره كردن و هل دادن جابجا كرد. ضخامت هر لايه بتن بستگي به نوع كار بين 15 تا 60 سانتي‌متر در قطر مي گيرند و لايه بعدي را پيش از اين كه لايه زيرين شروع به گرفتن كند بايد روي آن ريخت. اغلب به منظور تسريع در كار، بدون توجه به اختلاف ارتفاع بتن را به داخل قالب مي‌ريزند در صورتيكه از اين كار بايد اجتناب كرد و بتن را نبايد از ارتفاعي بيش از 1 تا 1.5 متر خالي كرد مگر آن كه از ناودان و لوله قيف يا شوتينگ استفاده شود.

با به كار گرفتن روشهاي صحيح خالي كردن بتن در قالب مي‌توان از جدا شدن دانه‌ها جلوگيري كرد. بايد حتي المقدور سعي شود كه بتن در جاي خود ريخته شود و از جابجايي بيهوده آن خودداري گردد. بتن ريخته شده در قالب را نبايد به صورت افقي به اين طرف و آن طرف كشانيد و از جابجايي آن به كمك ويبراتور و هل دادن آن جدا خودداري كرد و بايد دقت شود كه اطراف ميلگردها و گوشه‌هاي قالب خالي نماند و از بتن پر شود . بتن ريزي در سطح شيب‌دار هميشه بايد از پايين سطح شيب‌دار شروع و به طرف بالا ادامه يابد. همچنين بايد طوري بتن ريزي شود كه به جابجايي دانه‌ها منجر نشود. همه بتن‌ها را بايد پس از ريختن متراكم نمود تا ميزان هواي اضافي به حداقل برسد. در بتن‌هاي كم اهميت براي متراكم كردن آن مي‌توان از وسايل دستي مناسب استفاده كرد ولي استفاده از وسايل لرزاننده مكانيكي (ويبراتور) ارجحيت دارد و استفاده از ويبراتور در جهت هر چه متراكم‌تر نمودن مخلوطهايي با كارپذيري كم ضروري است. ويبراتور دستگاهي است كه به شيلنگ بلندي ختم مي‌شود و اين شيلنگ بوسيله موتور برقي يا بنزيني مرتعش مي‌شود كه با قرار دادن اين شيلنگ در داخل بتن آنرا مرتعش مي‌كند وباعث هدايت آن به تمام گوشه‌هاي قالب مي‌گردد.

با توجه به اين كه ويبره كردن بيش از حد بتن باعث مي‌شود كه دانه‌هاي ريزتر و شيره بتن بالا آمده و دانه‌هاي درشت‌تر به ته قالب هدايت شود كه اين خود باعث مجزا شدن اجزاء بتن گرديده و موجب ضعف قطعه ريخته شده خواهد شد بهتر است كه در ضمن ويبره كردن بتن بوسيله ضربه زدن به بدنه قالب و كوبيدن خود به بتن انرا بخوبي متراكم نموده و نقاط تجمع هوا و فضاي خالي را به خوبي پرنماييم.

اگر بتن را ويبره مي‌نماييم بايد زماني كه شيلگ ويبراتور داخل بتن قرار مي‌گيرد به دفعات بوده و هر بار از يك دقيقه تجاوز نكند و بعد از يك دقيقه بايد آنرا بخوبي در بتن جابجا كنيم.

نوع ديگر ويبراتورها ويبراتور خارجي مي‌باشد كه قالب را به ارتعاش در مي‌آورد. از اين ويبراتورها به ندرت استفاده مي‌شود زيرا ارتعاش و تنشهاي حاصل از اين ويبراتورها بر روي قالبها  استفاده از آنها محدوديت ايجاد مي‌كند فقط در موارديكه يك امكان استفاده از ويبراتورهاي داخلي موجود نباشد مثل ديوارهاي با آرماتوربندي سنگين و ويبراسيون نمي‌توان بتن‌هاي داراي كارپذيري بتن 5/2 تا 5 سانتي‌متر را متراكم نمود و از طرفي اگر كارپذيري مخلوطي بيان 12 تا 15 سانتي‌متر باشد نبايد آنرا ويبره كرد.

تا آنجا كه امكان دارد بهتر است بتن‌ريزي بدون وقفه انجام گيرد بطوريكه در موقع سخت شدن يكپارچه شود ولي نظر به اين كه اين كار هميشه ممكن نيست و گاهي مجبور هستيم كه بتن ريزي را تعطيل كنيم و كار را در روز ديگر انجام دهيم در چنين مواقعي مي‌بايد محل قطع بتن حتماً‌ با نظر مهندس ناظر باشد زيرا محل قطع بتن بايد در جايي باشد كه نيروهاي وارده صفر بوده و يا حداقل نيروي برشي در آن محل كم باشد.

در ضمن بايد چند عدد ولاد كمكي در مقطع گذاشته شود به طوري كه نصف طول اين ميلگردها در بتن و نصف باقي مانده آن بايستي شسته شده و از گرد و خاك و مواد اضافي پاك گردد. آنگاه بايد با قدري دوغاب سيمان خالص محل را اندود كرده و آنگاه بتن ريزي جديد را شروع نماييم و بهتر است حتي المقدور از مصرف چسب و هرگونه مواد ديگر در بتن خودداري كرد.

نگهداري بتن:

سيمان موجود در بتن ريخته شده در مجاورت رطوبت بايد سخت ده و دانه‌هاي سنگي موجود در مخلوط به همديگر چسبانيده و مقاومت بتن به حداكثر برساند بدين لحاظ مي‌بايد از خشك شدن سريع بتن جلوگيري نموده و از تابش آفتاب و وزش بادهاي تند محفوظ داشت و سطح آنرا حداقل تا هفت روز مرطوب نگاه داشت. (اين مدت براي سيمان‌هاي زودگير 3 روز است).

براي اين كار بهتر است كه روي بتن تازه ريخته شده را با گوني يا كاغذ پوشانيده و اين پوشش را مرطوب نگاه داريم و بهتر است بعد از 3 الي 4 ساعت بعد از بتن ريزي شروع به اب دادن روي آن نمائيم زيرا در غير اين صورت سطح آن ترك خورده و موجب نفوذ مواد مضر به داخل بتن گرديده و باعث پديده خورندگي بتن گردد.

بتن تازه ريخته شده نبايد در معرض باران‌هاي تند قرار گيرد زيرا باران دوغاب سيمان و مصالح ريز دانه را شسته و سنگهاي درشت دانه نمايان مي‌گردد.

در موقع بارندگي بهتر است بتن ريزي متوقف گرديده و بتن ريخته شده را از آسيب باران محفوظ نموده و مثلاً‌ روي آن را با نايلون پوشانيده و آب باران را به خارج از سطح بتن راهنمايي كرد.

بتن ريزي در هواي گرم:

اگر در هواي گرم بتن ريزي مي‌نماييم بايد سعي كنيم كه حداقل تا چند روز بعد از بتن ريزي آنرا مرطوب نگه داريم زيرا در غير اين صورت آب بتن بفوريت تبخير شده و بتن سخت نمي‌گردد به بتني كه در اثر نرسيدن آب سخت نشده است بتن سوخته مي‌گويند و نشانه آن اين است كه اين بتن حتي با فشار دست خرد مي‌شود. در صورت مشاهده چنين وضعيتي قطعه ريخته شده بايد جمع آوري شده ومجدداً‌ ريخته شود.

نكته:در هنگام اجراي فنداسيون و آرماتوربندي فنداسيون آرماتورهاي ريشه ستون آرماتورهايي بعنوان ريشه پله نيز بر روي فنداسيون‌هايي كه قرار است در آن ناحيه پله وجود داشته باشند مي‌بندند. آرماتورهاي ريشه پله 12 يا 16 مي‌باشد و به صورت مستطيلي است يعني طول آن از عرض آن بيشتر مي‌باشد و اين آرماتورها كه شبيه ريشه ستون مي‌باشند توسط خاموت‌هايي به يكديگر متصل شده‌اند. اين ريشه پله وزن پله را به فنداسيون وسپس به زمين وارد مي‌كند و باعث مي‌شود كه پله محكمتر باشد و سپس پله روي آن سوار مي‌شود.

پدستال-كرسي ستون:

گاهي مواقع نيز بر روي فنداسيونهاي هنگام آرماتوربندي فنداسيون و ريشه ستون، ستون‌هايي را آرموتوربندي مي‌كنند كه ميلگردهاي اين ستونها از ميلگرد ستون اصلي نازكتر بوده مثلاً‌ در حدود 18و     16و20. اين ستون را پدستال مي‌گويند و موقعي بكار مي‌رود كه قسمت از ساختمان در ارتفاعهاي مختلف قرار داشته باشند يعني يك سري از فنداسيون‌ها در محل گودبرداري يا محلي كه ارتفاع آن پايين‌تر است البته در بعضي قسمتهاي ستونهايي كه حجم آنها بيشتر است از ستونهاي اصلي مي‌باشد ولي طول آنها كوتاهتر است مي‌بندند (پدستال) و سپس مانند ستونها بتن ريزي مي‌شود در اصل براي هم ارتفاع كردن ساختمان بكار مي‌رود.

در اين صورت شناژها از محلهايي در ارتفاع بالاتر به اين پدستال وصل مي‌شوند يعني شناژ در ارتفاع مي‌باشد و زير آن خالي است. بعد از بتن ريزي فنداسيون‌ها نوبت به ساختمانها سطح اتاق‌ها را چند سانتي‌متر از كف حياط بالاتر مي‌سازند. كه به اين اختلاف ارتفاع كرسي چيني مي‌گويند.

معمولاً‌‌ كرسي چيني به اين علت انجام مي‌شود كه چون سطح زمين براي ساختان مسطح نبوده و به همين خاطر داراي شيب مي‌باشد و از طرفي اتاق‌ها و سالن‌هاي ساختمان بايد در يك تراز افقي باشد لذا براي تراز كردن سطح آنها بايستي با استفاده از كرسي چيني سطحي تراز را بوجود آوريم.

عرض ديوارهاي كرسيچيني بستگي به ارتفاع آن دارد. هر قدر اين ارتفاع بيشتر باشد بعلت بوجود خاكي كه در پشت آن قرار مي‌گيرد بايد پهناي آن بيشتر باشد تا بتواند در مقابل فشارهاي جانبي كاملاً‌ مقاومت نمايد.

اين مساله در اطراف ديوارهاي ساختمان كه فشارهاي خاك از يك طرف مي‌باشد بايد بيشتر باشد بايد رعايت گردد. در هر حال عرض كرسي چيني بايد قدري بيشتر از ديوار اصلي و كمي كمتر از عرض پي باشد. اگر ارتفاع كرسي چيني فقط در حدود 10 الي 15 سانتي‌متر باشد مي‌تواند پهناي آن مساوي ديوار روي آن باشد. بايد براي كليه ديوارها اعم از ديوارهاي حمال و يا تيغه و پارتيشنها پي سازي و كرسي چيني انجام شود.

 

ايزولاسيون پي:

ايزولاسيون و يا عايق كاري بمعناي جدا كردن يا جداسازي بكار مي‌رود. و از ايزولاسيونهاي رطوبتي مي‌توان قير وگوني را نام برد.

قير:

قير مصرفي در ايران به دست آمده از نفت خام مي‌باشد كه در بشكه هاي 170 تا 200 كيلوگرمي به فروش مي‌رسد. و بر حسب خواص آن از 10×20 تا 280×320 نام گذاري شده است. معمولاً‌ براي ايزولاسيون روي پي در نواحي سردسير و معتدل از قير 70-60 استفاده مي‌شود. قير را بايد بوسيله حرارت ذوب كرد به طوري كه كاملاً‌ روان گردد.

بايد توجه داشت چنانچه بيش از حد لزوم به قير حرارت بدهند قير مي‌سوزد. و خاصيت عايق بودن خود را از دست مي‌دهد. علائم قير سوخته آن است كه رنگ آن قهوه‌اي بوده و خاصيت چسبندگي ندارد در صورتي كه قير معمولي داراي رنگ مشكلي براق بوده و خاصيت چسبندگي دارد.

چنانچه داخل بشكه قير آب باشد در هنگام ذوب كردن بشكه قير به صورت كف در آمده و از بشكه خالي مي‌گردد. براي لايه‌هايي كه مستقيماً‌ در تماس با هوا و آفتاب بيرون هستند از قيرهاي سفت مانند قير 85×25 يا 78×90 كه در برابر حرارت ديرتر ذوب مي‌شوند استفاده مي‌گردد. براي سطوحي كه با آفتاب تماس ندارد از قيرهاي شل مانند قير 60×70 استفاده مي‌كنند. به اين ترتيب روي پي را با يك لايه قير و سپس گوني و دوباره يك لايه ديگر قير مي‌ريزند.

ملات ماسه سيمان براي پوشش روي قير و گوني:

براي محفوظ نگه داشتن قير و گوني از آسيب، مخصوصاً‌ در ساختمان‌هايي كه از ملات آهك استفاده مي‌شود بايد روي قشر قيرگوني با ملات ماسه سيمان پوشيده شود. در جاهايي كه ديوار چيني نمي‌شود مانند محلهاي درب و يا مكان‌هايي كه بعد از چند روز ديگر ديوار چيني مي‌شود بنابراين اين لايه سيمان باعث مي‌گردد تا لايه قيرگوني در اثر تردد كارگران زخمي نگردد.

يك رگي كردن ساختمان بعد از پي سازي و ايزولاسيون معمولاً روي پي را طبق نقشه يك رگ آجر مي‌چينند و به اصطلاح ساختمان را يك رگ مي‌كنند در موقع يك رگي كردن ساختمان بايد مجدداً‌ ابعاد اطاقها و راهروها و سرويسها را كنترل نموده ومخصوصاً‌ از گونيا بودن تمام قسمتها بوسيله چپ و راست گرفتن مطمئن شويم. در اين مرحله اين ديوارها كاملاً‌ بايد مطابق نقشه باشد سپس اقدام به ديوار چيني گردد.

ستون‌هاي بتني:

بعد از بتن ريزي پي قفسه آرماتورهاي ستون را كه از قبل بافته و آماده مي‌باشد و به آرماتورهاي ريشه متصل مي‌كند اين كار بايد حداقل 3 تا 4 روز بعد از بتن ريزي پي انجام شود زيرا در غير اين صورت با توجه به اين كه بتن پي هنوز سخت نشده است و اثر لنگر آرماتورهاي ستون ميلگردهاي ريشه را از جاي خود تكان مي‌دهد و پي متلاشي مي‌شود بعد از بستن آرماتورهاي ستون براي تثبيت موقعيت هر ستون ابعاد آن را بوسيله تيرهاي چوبي در پاي ستون مشخص مي‌نمايند. بايد توجه داشت كه هيچ وقت نبايد براي تثبيت ابعاد ستون با ريختن بتن به پاي آن اقدام نمود.

آرماتورهاي طولي و عرضي ستونها بايد طوري به هم بافته شود كه در موقع حمل ونقل وكار گذاشتن و بتن‌ريزي خطر جابجا شدن آرماتورها و دور و نزديك شدن آنها از هم وجود نداشته باشد حداقل قطر آرماتورهاي طولي 14 ميليمتر مي‌باشد. حداقل تعداد آرماتورهاي طولي در مقاطع مربع و مربع مستطيل 4 و در مقطع دايره 6 عدد و در مقاطع چند ضلعي به تعداد اضلاع مي‌باشد.

حداكثر آرماتورهاي طولي از همديگر 35 سانتي‌متر و حداقل فاصله آنها از همديگر 5 سانتي متر است حداقل سطح مقطع آرماتورهاي طولي 8/0 درصد و حداكثر آن 4 درصد سطح مقطع بتن مي‌باشد.

در مواردي استثنايي اگر از نظر جا دادن و متراكم كردن بتن اشكالي موجود نباشد مي‌توان سطح مقطع فولاد را تا 6% هم بالا برد توزيع آرماتور در مقطع بايد حتي المقدور به صورت متقارن انجام شود كه در ارتفاع يك طبقه احتياج به وصله نداشته باشد. ادامه دادن آرماتورهاي طولي در دو طبقه به شرطي مجاز مي‌باشد كه از تكان خوردن آن پس از ريختن بتن و صدمه ديدن بتن تازه و از بين رفتن پيوستگي بتن و فولاد كاملاً‌ جلوگيري به عمل آيد.

در قطعات تحت بارمحوري به منظور احتراز از تجمع و تمركز تنش‌هاي فشاري بايد از تعبيه قلاب در انتهاي آرماتور صرفنظر كرد. اگر در ساختمان‌هاي چند طبقه ابعاد ستون فوقاني كاهش مي‌يابد آرماتورها بايد خم شده و به صورت مايل به ستون بالايي متصل گردد و محل خم كردن آرماتور بايد 5/7 سانتي متر بالاتر از محل تلاقي سطح زيرين دال يا تير يا با ستون شروع شده و 5/7 سانتي‌متر پايين‌تر از سطح فوقاني دال با تير خم شود در هر حال شيب قسمت مايل نبايد از 1 به 6 تجاوز كند در صورتي كه نتوان اين شيب را رعايت كرد بايد آرماتورهاي ستون پايين را در تير بتني يا دال مهار نموده و براي ستون بالا آرماتورهاي ديگري پيش بيني كرد.

براي اين كه آرماتورهاي عرضي كليه آرماتورهاي طولي را در بر بگيرد و از هر گونه حركت جلوگيري نمايد بايد در ستونهاي با مقطع مربع و يا مربع مستطيل آرماتورهاي طولي حداقل يك در ميان در گوشه يك تنگ كه زاويه داخلي آن از 35 درجه بيشتر نباشد قرار گيرد و يا بوسيله قلاب و يا ركابي‌هايي كه به همين منظور پيش بيني شده است نگهداري شوند.

اگر فاصله آرماتورهاي طولي از همديگر بيش از 15 سانتي‌متر باشد بايد تعداد و شكل آرماتورهاي طولي در گوشه را يك آرماتور عرضي قرار گيرد. انتهاي كليه تنگها بايد خم 90 درجه ختم شود و اين خم بايد در هسته مركزي ستون قرار گيرد و براي گرفتن در هسته مركزي بايد از فشاري بتن عبور نمايد.

در مقاطع ستونهاي دايره و يا چند ضلعي مي‌توان آرماتورهاي عرضي را بصورت مارپيچ كه به صورت منظم و گام آن يكسان باشد انجام داد. فاصله تنگها و گام‌ مارپيچ نبايد از هيچ يك از مقادير زير كمتر باشد.

1-              15 برابر قطر كوچكترين آرماتور طولي

2-              48 برابر قطر تنگ

3-              كوچكترين بعد ستون

4-              35 سانتي‌متر اين فواصل در 6/1 بالا و پايين طول آزاد هر ستون تقليل پيدا مي‌كند.

در بازديدي كه از مناطق زلزله زده شده مشاهده گرديده ستونهاو تيرهايي كه تعداد خاموت آنها در نزديكي گره بيشتر است در مقابل زلزله بهتر مقاومت كرده‌اند.

بنابراين براي مقاومت بهتر ستون در برابر نيروهاي جانبي بهتر است كه در 6/1 طول آزاد ميلگردهاي ستون فاصله بين خاموت‌ها 25 تا 35 سانتي‌متر مي‌باشد.

حداقل قطر تنگ 6 ميلي‌متر مي باشد و اگر از فولاد با مقاومت زياد استفاده شود 5 ميلي‌متر است ولي در هر حال نبايد از 4/1 قطر قطور ترين آرماتور طولي كمتر باشد. حداقل ضخامت بتن روي آرماتور طولي 5/2 سانتي متر مي‌باشد.

 

بتن ريزي ستون:

قالبهاي فلزي را كه از قبل آماده نموده‌ايم را در اطراف ستون قرار داده و بوسيله سيم بخاري و ميخ و يا ميلگردهاي مخصوص بهم ديگر متصل مي‌نمايند آنگاه آنرا شاقول كرده و بوسيله 4 عدد تيرچوبي در جاي خود مستقر و مستحكم مي‌كنيم و بهتر است تيرهاي چوبي از بالا بوسيله ميخ به قالب متصل كرده و پاي آنرا در روي زمين بوسيله گچ محكم كنيم.

هيچ گاه نبايد براي تكيه گاه اين تيرهاي چوبي از ستونهاي بتوني ديگر كه تازه ريخته شده است استفاده شود. پس از تثبيت كامل موقعيت ستون محور آنرا با ستون‌هاي مجاور از بالاي ستون وپ ايين ستون اندازه‌ مي‌گيرند در صورت درست بودن اقدام به بتون‌ريزي مي‌نمايند. اگر ارتفاع ستون زياد باشد پرتاب بتن از بالا و سقوط آن به داخل آن موجب ضعف قطعه بتني مي‌گردد در اين موارد بهتر است به طرق مختلف از سقوط بتن از ارتفاع زياد جلوگيري كرد.

مثلاً‌ مي‌توان يكي از اضلاع قالب ستون را تا نيمه كار گذاشته بعد از بتن ريزي تا سطح قالب را تكميل نمايد و يا بوسيله قيف و مجراي لوله‌اي بتن را به داخل انتقال داد به تدريج كه بتن داخل قالب پر مي‌نمايد بايد دقت شود كه بتن تمام زواياي قالب و ميله‌گردها را پر نمايد تا بعد از قالب برداري بتن ريخته شده كرمو نگردد. براي اين كار مي‌توان با نواختن ضربه‌هاي ملايم به بدنه قالب مي‌توان بتن را جابجا نمود.

با توجه به اينكه قسمت فوقاني آرماتورهاي ستون آزاد مي‌باشد در موقع بتن ريزي ستونها بايد توجه نمود كه قفسه آرماتورها درست در وسط قالب بوده و كليه آرماتورهاي طولي در بتن غرق شود و يا به عبارت ديگر ورقه نازكي از بتن روي تمام را به طور يكنواخت بپوشاند.

اگر براي جابجا كردن بتن از به نوسان درآوردن آرماتورها استفاده مي‌شود بايد اين نوسان شديد نباشد كه ميلگردها در خاتمه بتن ريزي از شاقولي بودن خارج گردد. مقطع اغلب ستونها در ساختمان‌هاي معمولي مربع و مربع مستطيل مي‌باشد گاهي نيز دايره يا چند ضلعي مي‌باشد.

در هر حال عرض مقطع ستون نبايد از 20 سانتي‌متر كمتر باشد و هم چنين سطح مقطع آن نبايد از 600 سانتي‌متر مربع كمتر باشد. ناگفته نماند كه بتن ريزي ستونها توسط تاور (جرثقيل و يا باكت) انجام مي‌گردد طبق تصوير زير بايستي كه به اندازه كافي بتن را ويبره نمود.

بعد از بتن ريزي و تشكيل شكل هندسي ستون در مدتي كه در فصول گذشته ذكر گرديد مي‌توان اقدام به قالب برداري از ستون نمود بايد توجه داشت كه قالب‌برداري به آهستگي و گام به گام صورت گيرد به طوريكه از صدمه زدن به بتن تازه ريخته شده جلوگيري شود.

براي قالب برداري بايد ابتدا تيرهاي ثابت نگهدارنده قالب برداشته شده و سيمهاي بريده شده و ميخ‌ها را دانه دانه كشيده وبعد اقدام به قالب برداري شود بايد جدا از ضربه زدن به قالب براي جدا كردن آن از ستون جلوگيري به عمل آيد بعد از باز كردن قالب و قبل از بستن آن براي ستون جديد بايد كليه قسمت‌هاي قالب كاملاً‌ بازديد شود و قطعات اضافي بتن و تراشه‌هاي چوب آنرا رنده نموده و آنگاه آنرا روغن مالي نموده و مجدداً‌ مورد استفاده قرار گيرد. در موقع رنده كردن قالب چوبي بايد دقت گردد تا ضخامت چوب از حد مجاز مذكور در قسمتهاي گذشته كمتر نباشد.

تيرها در ساختمان‌هاي بتني:

تيرها قسمتي از ساختمان بتني هستند كه بار سقف را به ستون منتقل نموده و ستون به پي و بالاخره به زمين منتقل مي‌نمايند بعد از اتمام بتن ريزي كليه ستونها و ثالب برداري از آنها اقدام به قالب بندي تيرهاي اصلي مي‌نمايند در ساختمان‌هايي كه سقف آن تيرچه بلوك بوده و يا دال بتني ريخته شده در محل مي‌باشد معمولاً‌ سقف و تير را با هم يك پارچه بتن ريزي مي‌كنند ولي در ساختمان‌هايي كه از سقف ساخته استفاده مي‌نمايند ابتدا تيرهاي اصلي را آرماتور بندي نموده و سپس بتن ريزي مي‌نمايند.

آنگاه سقف را روي آن قرار مي دهند. تيرهاي بتني اغلب با مقطع مربع و مربع مستطيل مي‌باشد در ساختمان‌هاي از تير T شكل نيز استفاده مي‌كنند. مقطع تيرها را در ساختمان‌هاي بتني در تمام طول تير تغيير نمي‌كند ولي گاهي براي صرفه جويي مقطع تير را در طول تير تغيير مي‌دهند و يا به صورت ماهيچه در نزديكي تكيه گاه سطح مقطع را اضافه مي‌نمايند و لي در هر حال تغيير سطح مقطع بايد به صورت تدريجي و نسبت افزايش ارتفاع و يا عرض در طول تير از 1 به 3 تجاوز نكند.

گذاشتن يك رديف آرماتور طولي در بالا و يك رديف آرماتور طولي در پايين اجباري بوده و حداقل قطر اين آرماتورها 10 ميلي‌متر مي‌باشد و اين آرماتورها بايد بوسيله تنگ به يكديگر بسته شوند.

حداقل سطح مقطع آرماتورهاي كششي در تيرها نبايد از 25/0 درصد سطح مقطع بتن كمتر باشد و حداكثر آن با توجه به نوع فولاد و بتن مصرفي تعيين مي‌شود. ولي حداكثر فولاد كششي به 3% مقطع بتن محدود مي‌شود. حداقل فاصله آرماتورها از همديگر 3 سانتي‌متر مي‌باشد. اگر قرار دادن كليه آرماتورها در تير ممكن نباشد مي‌توان جان تير رابه صورت پاشنه رابه صورت پاشنه لي نبايد بيش از    3/1سطح مقطع ارماتورهاي كششي در پاشنه قرار گيرد. حداقل پوشش بتني روي تنگها 5/1 سانتي‌متر مي‌باشد اين مقدار در صورتي است كه تير در معرض عوامل جوي قرار نداشته باشد. بايد كليه قفسه ميلگردهاي تير را از سطح قالب چندسانتي متر كه اين مقدار در صورتي است كه از سطح قالب چند سانتي متري بالا قرار گيرد تا كليه ميلگردها در بتن غرق شود براي اين كه بايد قطعات ريز سنگ و يا بتن زير قفسه آرماتور تير قرار دارد و همچنين مي‌توان قطعه‌اي ميله‌گرد به كلفتي ضخامت بتن پوشش روي تير در زير تنگ خاموت قرار داد كه با قرار گرفتن اين ميله‌گرد به روي سطح قالب كليه قفسه آرماتور بندي باندازه ضخامت اين ميلگرد از سطح قالب بلندتر قرار مي‌گيرد.

فاصله اين ميله‌گردها بايد بر حسب قطر آرماتوربندي تير باشد كه كليه قفسه ميله گرد در يك سطح قرار مي‌گيرد اين فاصله در حدود 80 الي 90 سانتي متر كافي است. تمام آرماتورهاي طولي بايد در محل تلاقي به آرماتورهاي عرضي بسته شوند و نيز آزاد بودن آرماتورهاي طولي در هيچ شرايطي مجاز نمي‌باشد و آرماتورهاي عرضي به صور مختلفي كار گذاشته مي‌شود. استفاده از ركابي به شرطي مجاز مي‌باشد كه آرماتورهاي دال از قسمت بالاي تير عبور كرده و انتهاي ركابي در بتن محصور بين آرماتورها بخوبي مهار شده باشد.

استفاده از تنگ در تمام شرايط مجاز است و بايد انتهاي آن به خم 90 درجه ختم شده و حتي المقدور در منطقه فشاري بتن مهار گردد. اگر براي پوشش تير يا سقفي در ساختماني از سقف كاذب استفاده مي‌شود در موقع ارماتور بندي و قبل از بتن ريزي ميله‌گردهايي در آرماتوربندي پيش بيني كرد تا بعداً‌ سقف كاذب را به آنها متصل نماييم.

زخمي كردن بتن روي تير و يا تيرچه براي جوش دادن ميله‌گردهاي سقف به هيچ وجه مجاز نمي‌باشد. اگر عرض تير از 35 سانتي‌متر تجاوز نكرده و يا تعداد آرماتورهاي طولي در منطقه كششي از 6 عدد بيشتر نباشد مي‌توان از ركابي و يا تنگ استفاده كرد.

ولي اگر عرض تير و تعداد ميله‌گردها از مقادير فوق تجاوز نمايد بايد از آرماتورهاي عرضي سه شاخه و چهار شاخه استفاده نمود حداقل قطر آرماتور عرضي 6 ميلي‌متر مي‌باشد و اگر ارتفاع تير از 60 سانتي‌متر تجاوز كند حداقل قطر آرماتور عرضي 10 ميلي‌متر مي‌باشد در هر حال نبايد قطر آرماتور عرضاً‌ از 4/1 قطر بزرگترين آرماتور طولي كمتر باشد سطح مقطع كل آرماتورهاي عرضي نبايد از 15 ds كمتر شود كه در آن d عرض تير و s فاصله تنگها مي‌باشد.

فاصله اولين تنگ از بر تكيه گاه نبايد از 5 سانتي متر كمتر و از 2/5 بيشتر باشد در موقع بتن ريزي تيرها بايد توجه نمود كه مخصوصاً‌ بتن در زير شبكه ميلگرد رفته و كليه آهنهاي طولي ومخصوصاً‌ آهنهاي عرضي در بتن غرق شده و حداقل تن 5/1 تا 2 سانتي متر روي آهنها را بپوشانند اين كار با ويبره كردن آن براحتي ميسر است.

چنانچه بعد از قالب برداري مشاهده نموديم كه بعضي از نقاط ميله‌گردهاي طولي و عرضي بوسيله بتن پوشيده نشده است بايد اين نقاط را بوسيله ملات ماسه سيمان بپوشانيم.

از پوشانيدن نقاط مزبور به وسيله گچ و خاك و يا گچ خودداري كرد. پوشانيدن نقاط مزبور به وسيله ملات ماسه سيمان حتماً‌ بايد قبل از گچ كاري انجام شود. قبل از بستن صفحه قالب زري تيرهاي اصلي بايد ارتفاعات كليه ستونها اندازه گرفته شود و با خط تراز گرديده شده از قبل مقايسه شده و دريك سطح واقع شود اگر اتفاقاً‌ تير يا چند ستون بلندتر باشد بايد اين بلندي اصلاح شده بعد بتن ريزي اصلي شروع شود زيرا در غير اين صورت اين چند سانتي متر بلندي در داخل تير واقع شده و از يك پارچگي بودن بتن تير ممانعت كرده و موجب ضعف تير خواهد شد.

سقفهاي تيرچه بلوك:

اجزاء تشكيل دهنده سقف تيرچه بلوك عبارتند از:

- تيرچه

- بلوك

- ميله‌گردهاي ممان منفي

- ميله‌گردهاي حرارتي

- كلاف عرضي

-  قلاب اتصال

-  بتن

تيرچه:

تيرچه‌هاي بتني با قالب سفالي و يا بدون قالب سفالي تهيه و عرضه مي‌شوند تيرچه‌هاي معمولي يا خرپا مي باشند.

خرپا از سه قسمت تشكيل شده است:

1-ميله‌ گردهاي كف خرپا كه از تعداد و قطر آن طبق محاسبه به دست مي‌آيد و بايد از لحاظ تعداد و طول و نوع ميلگرد (ساده يا آجدار) كاملاً‌ با نقشه باشد كليه ممانهاي مثبت تيرچه بوسيله همين ميله گردها متحمل مي‌شود با توجه به اين كه اغلب مهندسين محاسب براي صرفه جويي طول يك يا چند ميله گرد را كوتاه‌تر تعيين مي‌نمايند اين ميله‌گردها بايد درست در وسط طول تيرچه (محل ممان مثبت بحراني) قرار گيرد. براي اين كه اين ميلگردها در موقع بتن ريزي جابجا نشود بهتر است آنها را بوسيله يك يا چند ميله گرد عرضي به هم ديگر جوش بدهيم.

2-ميله گرد فوقاني خرپا كه از ميله گرد 8 يا 10 و يا 12 آجدار بوده و داخل بتن سقف و ميله‌گردهاي حرارتي قرار مي‌گيرد.

3-ميله گرد مارپيچ يا ميله‌گردهاي مهاري خرپا است كه ميله‌گرد كف را به ميله‌گرد فوقاني متصل مي‌كند. خرپاي بعضي از تيرچه‌ها از ورق و يا تواما‌ً از ورق و ميله‌گرد مي‌باشد ولي متداولترين نوع خرپا از ميله‌گرد ساخته مي‌شود اين خرپا را در داخل قالب فلزي و يا سفالي قرار مي‌دهند. آنگاه بتني با عيار 400 يا 450 كيلوگرم سيمان در متر مكعب و مصالح سنگي ريزدانه تهيه نموده و قالب را كه در حدود 10 سانتي متر پهنا و 4 سانتي‌متر ارتفاع دارد از اين بتن پر كرده و بوسيله ميزلرزاننده آنرا ويبره مي‌نمايند.

اگر قالب فلزي باشد بعد از سخت شدن بتن آنرا از قالب جدا كرده و چند روزي در حوضچه‌هاي آب قرار دادن آنگاه به بازار عرضه مي‌نمايند ولي اگر قالب سفالي و چه فلزي باشد تيرچه بايد چند روزي در حوضچه‌هاي آب قرار گيرد.

اگر از قالب سفالي استفاده مي‌شود بهتر است قبل از بتن ريزي آنرا در حوضچه‌هاي آب قرار داده تا كاملاً‌ سيراب شوند زيرا در غير اين صورت آب بتن مجاور خود را مكيده و آنرا پوك مي‌كند. در موقع بتن ريزي تيرچه بهتر است خرپا را قدري در محل خود جابه جا كنيم تا مطمئن شويم كه كليه ارماتورهاي تحتاني آن داخل بتن واقع شده و كاملاً‌ غرق شده است.

نكته:

يكي از ايراداتي كه در جوشكاري محل اتصال ميله گردهاي زيگزاكي به ميله گردهاي فوقاني توسط جوش صورت گرفته كه اين جوشكاري باعث نازك شدن و لاغر شدن ميلگرد شده و ايجاد تمركز تنش در نقطه‌اي كه جوش داده مي‌شود و احتمال شكستن و جدا شدن وجود دارد. در اين تيرچه‌ها بايد به جاي جوش از سيم آرماتور بندي استفاده كنيم و يا اين كه از ميلگردهاي آماده تيرچه كه توسط كارخانجات ساخته مي‌شود استفاده نماييم. در ميلگردهاي تيرچه ميلگردهاي فوق به صورت زيگزاكي به ميلگردهاي فوقاني متصل شده است و يا در واقع پرس شده است.

حمل و نقل انبار كردن تيرچه‌ها: حمل و نقل كردن تيرچه‌ها بايد به دقت انجام گردد زيرا در اثر كوچكترين بي احتياطي در موقع حمل و نقل و يا انبار كردن آنها ممكن است تيرچه شكسته و يا ترك بخورد و در موقع نصب نيز تركها مشاهده نشده و در دراز مدت موجب خسارت جبران ناپذيري بشود.

در موقع حمل و نقل بهتر است از ميله گردهاي فوقاني به عنوان دستگيره استفاده شود. و بهتر است كه بوسيله دو كارگر دو سر تيرچه‌ها گرفته شود.

به طوري كه اگر طول تيرچه را با a نمايش دهيم بايد تيرچه از محل a/4 گرفته شود و به طوريكه قسمت د كارگر مساوي a/2 شود. در موقع انبار كردن تيرچه‌ها بايد زير آنها كاملاً‌ مسطح بوده و آنها را در كنار هم قرار داد و آنگاه روي تيرچه‌هاي رديف اول را حداكثر بفاصله يك متر به يك متر چوب چهارتراش قرار داده و تيرچه رديف بعد را روي آن قرار بدهيم.

بايد دقت شود كه كليه چهارتراش‌هاي هر رديف در يك محور واقع شود و فاصله تخته‌هاي كنار تا لب تيرچه بيش از 20 تا 50 سانتي متر نشود و بدين طريق مي‌توان تا 6 حداكثر رديف تير چهار روي هم انبار نمود و بهتر است تيرچه‌هاي هم طول با هم انبار شود زيرا در اين صورت در موقع استفاده از جابجايي بيهوده آن جلوگيري به عمل مي‌آيد.

بلوك:

بلوك‌هاي مورد استفاده در سقف‌هاي تيرچه بلوك معمولاً‌ بتن يا سفالي مي‌باشد و هيچ گونه باري را تحمل نمي‌كند وفقط به عنوان قالب مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

بلوكهاي سفالي از لحاظ وزن سبكتر از بلوكهاي سيماني بوده و بار كمتري را به ساختمان وارد مي‌سازد عرض بلوكها معمولاً‌ 4 سانتي متر بوده و گاهي نيز آنها را تا 60 سانتي‌متر هم مي‌سازند و ارتفاع آن تابع ضخامت سقف و بار سقف مي‌باشد و بين 20 تا 25 سانتي متر است.

بلوك بايد طوري طراحي شود كه براحتي قابل حمل و نقل باشد و روي تيرچه قرار گيرد. اگر تيرچه با قالب سفالي استفاده شده است بهتر است از بلوك سفالي استفاده گردد زيرا به علت هم رنگ بودن مصالح بعد از سفيد كاري روي سقف ايجاد سايه نمي‌نمايد.

ميله‌گردهاي ممان منفي:

با فرض اين كه تكيه گاه گيردار فرض شود و محل تكيه گاه مماني ايجاد مي‌كند كه مي‌بايد بوسيله ميلگردي تحمل شود به اين لحاظ اگر دو عدد تيرچه به يك تير ختم شود ميله گردهاي فوقاني تيرچه‌ها را بوسيله قطعه ميلردي به طول 2 تا 5/2 سانتي‌متر به همديگر متصل مي‌نمايند قطر اين ميلگردها بوسيله محاسبه تعيين مي‌گردد و معمولاً‌ از ميلگردهاي به قطر 8 يا 10 يا 12 استفاده  مي‌گردد.

در آخرين دهانه كه تيرچه به يك تير ختم مي‌شود نيز ميلگردي را به صورت گونيا خم نموده و قسمت كوتاه گونيا را داخل آهنهاي تير با ميله گردهاي تير بتني قرار داده و قسمت مستقيم را روي ميل‌گرد فوقاني تيرچه گذاشته و چند جاي ديگر آن را با سيم آرماتور بندي مي‌بندند. به اين قطعات ميله گرد ممان منفي مي‌گويند.

ميله گرد حرارتي بعد از اتمام سقف و گذاشتن كليه آهنها و ميله گردها يكسري ميله گرد درجهت عمود بر ميله گردهاي بالاي تيرچه به فاصله تقريبي 25 الي 40 سانتي متر قرار مي‌دهند قطر اين ميله‌گردها بوسيله محاسبه تعيين مي‌شود معمولاً‌ ميله گردهاي با قطر 6، 8، يا 10 ميلي متر مي‌باشد به اين آهنها ميله گرد حرارتي مي‌گويند.

اين ميله گردها بايستي به كليه ميلگردهاي تيرچه با سيم آرماتور بسته شود.

كلاف عرضي:

از دهانه 2/4 متر به بالا در وسط دهانه بين بلوكها (عمود بر جهت تير) فاصله در حدود حداقل 10 سانتي‌متر قرار مي‌دهند. زيرا اين فاصله را حداقل 2 ميله گرد به قطر 10 ميلي‌متر يكي بالا و يكي پايين را هم به آهنهاي مارپيچ تير متصل مي‌كنند و اين فضا بعد از آنكه بوسيله بتن پرشد مانند تير عمود بر تيرچه‌ها قرار گرفته و در مقابل ممانهاي وسط تير مقاومت خواهد كرد و براي دهانه‌هاي بيشتر از 6 متر دو عدد كلاف عرضي با فاصله‌هاي مساوي در نظر مي‌گيريم. براي اطمينان بيشتر كلاف عرضي را از دهانه 5/2 متر به بالا ايجاد نمائيم.

مراحل مختلف اجراء سقف تيرچه بلوك:

بعد از ايجاد تكيه گاههاي موقت، تيرچه‌ها را روي تير اصلي قرار مي‌دهند. قبل از نصب تيرچه‌ روي تيرهاي اصلي بايد دقت نمود كه ترك خوردگي و يا شكستگي نداشته بادش و كمر تيرچه را به فاصله‌هاي 5/1 متري بوسيله تيرهاي چوبي نگاهمي‌دارند تا از شكم دادن آن جلوگيري به عمل آيد و نيز بهتر است تيرهاي چوبي را طوري قرار دهند تا وسط تيرچه تا حدود 2 تا 3 سانتي متر بلندتر از سطح تراز قرار گيرد.

تيرچه ها به فاصله تقريبي 50 سانتي‌متر از هم ديگر قرار مي‌گيرند. بعد از كار گذاشتن هر تيرچه فاصله آنها را تا تيرچه بعدي بوسيله گذاشتن يك عدد بلوك در ابتدا و يك عدد در انتهاي آن تنظيم مي‌نمايند.

از دهانه 20/4 به بالا كار گذاشتن ميله گردهاي كلاف عرضي اجباري است اين ميله‌گردها كه به صورت تيري عمود بر تيرچه‌ها بوده و در وسط دهانه قرار مي‌گيرند حداقل بايد 2 عدد ميله‌گرد 10 يكي در پايين و يكي در بالا مجهز باشد و بهتر است اين ميله گردها بالاي تيرچه و ميل گرد هفت و هشت تيرچه ها بسته شود.

براي عبور كانالهاي تاسيساتي (كانال كولر- كانال تهويه مطبوع- كانالهاي فاضلاب و غيره) بايد حتي المقدور سعي شود كه عرض كانالها از يك بلوك تجاوز نكند ولي چنانچه به عرض بيشتري احتياج پيدا كرديم بايد با قطع تيرچه در آن محل و مهار كردن ميله گردهاي تيرچه در آرماتورهاي عرضي محل عبور كانال را فراهم نمود و با توجه به اينكه بار تيرچه قطع شده را تيرچه‌هاي اطراف تحمل مي‌نمايند ميله گردهاي آرماتورهاي عرضي بايد دقيقاً‌ محاسبه شود و طبق نقشه اجرا گردد. بعد از تيرچه ريزي نوبت به بلوك چيني مي‌رسد بلوك چيني به اين ترتيب است كه لبه بلوك روي تيرچه قرار مي‌گيرد نحوه بلوك چيني و همچنين تيرچه ريزي در شكل زير نمايش داده شده است.

بعد از بلوك چيني بايد ميله گردهاي ممان منفي گذاشته شده و اين ميلگردها كه دو تيرچه مقابل را بهم وصل مي‌كنند بايد به ميله گرد فوقاني تيرچه بسته شود حداقل طول اين ميله گرد طبق نقشه محاسباتي به دست مي‌آيد. چنانچه تيرها اجباراً‌ مقابل يكديگر واقع نشوند بايد براي هر تيرچه ميله گرد ممان منفي جداكانه در نظر گرفت بطوريكه نيي از اين ميله گرد روي تيرچه و نيم ديگر آن داخل بتن سقف قرار گيرد.

براي عبور لوله‌هاي تاسيساتي مخصوصاً‌ لوله‌هاي فاضلاب مشكلي دچار نشود بهتر است تيرچه‌ها در طبقات مختلف درست مقابل همديگر قرار گيرند براي اين كار بهتر است حتماً‌ در طبقات تيرچه ريزي از يك سمت شروع شود. در مواردي كه احتياج به طره مي‌باشد بهتر است كه طول كنسول بيش از 4/1 دهانه سقف مجاور آن نباشد وبار آن و قطر ميله گيرد ممان منفي حتماً‌ بوسيله محاسبه تعيين شود. زيرا كليه بار اين قسمت از سقف بوسيله همين ميله گردهاي ممان منفي تامين مي‌گردد.

ميلگردهاي حرارتي :

بعد از كار گذاشتن ميله گردهاي ممان منفي مي‌بايد ميله گردهاي حرارتي كار گذاشته شود. اين ميله گردها معمولاً در جهت عمود بر تيرچه به فاصله حدود 30 سانتي متر از هم كار گذاشته شود.

ميله گردهاي حرارتي براي توزيع و جلوگيري از ترك خوردن بتن سقف در اثر تغيير حجم بتن ناشي از تغيير درجه حرارت مورد استفاده قرار مي‌گيردو اين ميله گردها كه معمولاً‌ از ميله‌گردهاي نمرات 6 يا 8 و يا 10 سانتي‌متر استفاده مي‌شود بايد صاف و بدون انحناي موضعي باشد اين ميله‌گردهاي حرارتي در واقع براي يكپارچه كردن سقف بكار مي‌رود. بعد از گذاشتن ميله گردهاي حرارتي بايددور سقف بوسيله قالب فلزي بسته شده و اقدام به بتن ريزي نمايند.

حداقل قطر روي بلوك 5 سانتي متر مي‌باشد. قبل از بتن ريزي روي بلوك‌ها را آب پاشي مي‌كنند تا سيراب شود (زنجاب) و آب بتن مجاور خود را نمكيده و موجب فساد بتن نشود.

قبل از بايد يك بار ديگر كليه آرماتورهاي سقف كنترل شود و مخصوصاً‌ فاصله آنها از يكديگر و اتصال به همديگر بازديد شود و در صورت بي عيب بودن كار اقدام به بتن ريزي نمائيم.

بهتر است برنامه ريزي طوري انجام شود كه كليه بتن سقف در يك روز ريخته شود و اگر به عللي اينكار ممكن نباشد بايد محل قطع بتن با نظر مهندس محاسب باشد محل قطع بتن بهتر است روي بلوك‌ها باشد نه روي تيرها و شاهتيرها.

در موقع بتن ريزي تيرهاي اصلي و فرعي بايد حتماً‌ از ويبراتورها استفاده شود بايد دقت شود كه فاصله بين بلوكها كه تيرچه قرار دارد از بتن كاملاً‌ پر شود كلفتي بتن روي سقف بايد يكنواخت بوده و بايد در ضمن بتن ريزي و قبل از آنكه بتن كاملاً‌ سخت شود روي آن را ماله كشي تخت كرد.

حداقل ضخامت بتن روي بلوك 5 سانتي‌متر است براي سهولت كار در حين ماله كشي اين ضخامت را بوسيله يك قطعه آجر كه كلفتي آن 5 سانتي متر است كنترل مي‌كنند.

پله و ارتفاع پله:

پله وسيله ارتباط سطوح مختلف ساختمان به يكديگر مي‌باشد بعبارت ديگر پله طبقات مختلف ساختمان را به يكديگر مربوط مي‌سازد بطور كلي پله از لحاظ ارتباط طبقات يكي از مهمترين قسمتهاي ساختمان محسوب مي‌شود. ولي به علت آنكه اين فضا به نسبت فضاهاي ديگر ساختمان از لحاظ زمان توقف كمتر استفاده مي‌شود هميشه سعي مي‌گردد كه حداقل فضاي ممكن براي پله در نظر بگيرند و حتي المقدور مكان‌هاي روشن و آفتابگير ساختمان را براي پله اختصاص نمي‌دهند.

ارتفاع پله:

به طور كلي هر قدر ارتفاع پله زياد باشد تعداد پله مورد نياز براي عبور از طبقه‌اي به طبقه ديگر كمتر خواهد بود. در نتيجه قفسه پله يا فضاي لازم براي ايجاد پله كمتر است. ولي ارتفاع پله كاملاً‌ بستگي به محل استفاده و اشخاص استفاده كننده از آنرا دارد. مثلاً‌ ارتفاع پله براي طبقات آپارتمانهاي مسكوني در حدود 16 الي 20 سانتي متر در نظر گرفته مي‌شود زيرا 80 درصد استفاده كنندگان در سنيني قرار دارند كه براحتي مي‌توانند از پله‌ها بالا روند (اشخاص مسن‌تر و كودكان خردسال بيشتر وقت خود را در خانه مي‌گذرانند) و هم چنين ارتفاع پله موتورخانه و يا انبار را در حدود 20 الي 25 حتي 50 سانتي متر در نظر مي‌گيرند زيرا 99 درصد استفاده كنندگان اين قسمت از ساختمان را اشخاص جوان تشكيل مي‌دهند.

كف پله:

1-طول كف پا

2-طول قدم: طول كف پاي يك آدم در حدود 30 سانتي متر است در اين صورت براي اينكه عبور و مرور از روي يك پله اسان باشد كف پله را بايد در حدود 30 سانتي‌متر در نظر گرفت كه با توجه به 2 سانتي‌متر دماغه پله جمعاً‌ كف پله 32 سانتي‌متر خواهد شد.

اگر تعداد پله‌هايي كه پشت سرهم قرار دارند در حدود 8 الي 12 پله باشند (مانند پله‌هايي كه دو طبقه را در هر گردش به هم مرتبط مي‌سازند) كف پله نمي‌تواند از 32 الي 33 سانتي‌متر بيشتر باشد زيرا اگر كف پله‌ها از اين مقدار پهن‌تر باشد استفاده كننده از آن در موقع بالا رفتن با توجه به آنكه طول قدم انسان در حدود 63 سانتي‌متر است ناخودآگاه هر قدم خود را روي پله بعدي قدري عقب تر گذاشته و روي پله هشتم يا نهم پاي او روي لبه پله قرار گرفته ممكن است تعادل خود را از دست بدهد و به جلو خم شود ولي در مورد پله‌هاي جلوي ساختمان كه معمولاً‌ تعداد آن در حدود 3 الي 4 پله مي‌باشد از كف پله پهن‌تر نيز استفاده نمود.

عرض پله:

حداقل عرض پله ساختمانهايي كه زياد بزرگ نبوده و از روي آن عبور و مرور دو طرفهانجام مي‌شود در حدود 100 سانتي‌متر مي‌باشد زيرا بطوريكه مي‌دانيم عرض شانه يك نفر مرد در حدود 60 سانتي‌متر است (عرض شانه خانمها كمتر است) و با توجه به اين كه اگر دو نفر بخواهند از نزديك هم عبور كنند ناخود آگاه قدري شانه خود را بسمت داخل كج مي‌نمايند عرض 100 سانتي متر و يا بيشتر در نظر گرفته مي‌شود.

ولي براي آپارتمانهاي چند طبقه كه شدت رفت و آمد زيادتر است عرض پله را در حدود120 سانتي‌متر در نظر مي‌گيرند. در مورد پله‌هايي كه رفت و آمد در آن كمتر است مانند پله‌هاي بام از آنها براي سركشي به بام جهت برف روبي از آن استفاده مي‌شود.

محل پله:

پله بايد در محلي باشد كه از هر نقطه ساختمان بخوبي قابل رويت باشد و شخص تازه وارد بتواند راه خود را به راحتي پيدا كند. اين موضوع مخصوصاً‌ در ساختمانهاي بزرگ عمومي داراي اهميت زيادي مي‌باشد. حداكثر فاصله پله از دورترين نقطه ساختمان نبايد بيش از 25 متر باشد زيرا در موقع بروز حريق اين فاصله حداكثر مسافتي است كه يك نفر مي‌تواند طي كند و خود را به پله برساند در اين صورت چنانچه عرض ساختماني بيش از 50 متر باشد ناچار بايد دو سري پله در ساختمان در نظر گرفت در هر حال فاصله دو پله از همديگر از 55 الي 60 سانتي متر تجاوز نمايد بهتر است در وسط ساختمان ايجاد شود بطوريكه فاصله نقاط مختلف ساختمان از پله حداكثر از نصف عرض ساختمان تجاوز نكند.

 

 

 

چشم پله يا چاه پله:

در پله‌هايي كه با دو دور گردش و با يك پاگرد اجرا مي‌شود گردشهاي پله بايد با فاصله‌اي حداقل در حدود 20 سانتي‌متر از يكديگر واقع شوند. اين فاصله كه به آن چشم پله يا چاه پله نيز مي‌گويند اجرا نرده پله را آسانتر مي‌سازد. البته اگر فضاي پله داراي عرض كافي باشد مي‌توان از اين فاصله صرفنظر كرد. در اين صورت نرده در پاگرد تا آخرين پله ادامه مي‌يابد و از پله ماقبل آخر تغيير جهت مي‌دهد.

تعداد پله:

در پله‌هايي كه به تعداد زياد در پشت سرهم قرار گرفته‌اند براي آنكه در موقع استفاده از پله مخصوصاً‌ در موقع پايين آمدن در استفاده كننده ايجاد وحشت نكند تعداد پله‌ها بايد محدود باشد بدين لحاظ حداكثر پله‌هايي كه پشت سرهم قرار مي‌گيرند نبايد از 10 الي 12 پله بيشتر باشد و بعد از هر پله 10 الي 12 پله يك سطح مستقيم بنام پاگرد در نظر گرفته شود.

پاگرد:

عرض پاگرد در پله‌هاي U شكلي خود به خود دوبرابر عرض مي‌شود و طول آن حداقل بايد به اندازه يك پله باشد.

نرده پله:

براي ايجاد ايمني در كنار پله به سمت پرتگاه حتماً‌ بايد نرده گذاشته شود در مورد پله‌هايي كه از دو طرف باز مي‌شود بايستي كه از هر طرف نرده گذاشته شود نرده با مصالح نظير چوب و يا فلز و يا سنگ و يا مصالح بنايي ساخته مي‌شود. در هر حال نرده بايد محكم و باندازه كافي بلند باشد تا در استفاده كننده ايجاد ايمني لازم را بكند. ارتفاع نرده در حدود 75 الي 80 سانتيمتر مي‌باشد.

طاق پله

سقف بالايي پله بايد با پله آنچنان فاصله داشته باشد كه يك نفر آدم بتواند با قد معمولي بدون احساس ناخوشايندي به راحتي بالا رود و تصادم سر با طاق پله نداشته باشد و نيز ارتفاع آن بايستي حداقل 195 سانتي متر باشد و تا ارتفاع 180 سانتي متر ممكن است سرگير نباشد ولي چشم ترس است.

شيب كف پله:

در موقع نصب كف پله معمولاً‌ در حدود 2 يا 3 ميلي‌متر به آن شيب شستشوي پله اضافه ميكنند تا نظافت را راحت‌تر ‌كند.

ديوار:

به ديوارهايي كه براي جداسازي قسمت‌هاي مختلف بكار مي‌رود ديوارهاي پارتيشن يا جداكننده و يا تيغه مي‌گويند. تيغه‌ها معمولاً‌ به پهناي 5 تا 10 و يا 20 سانتي‌متر ساخته مي‌شود و تيغه‌هاي ديواري به پهناي 5 تا 10 سانتي‌متر را نمي‌توان در ارتفاع زياد نصب و كار كرد چون كه ايستا نمي‌باشد و منجر به  لرزش بيش از اندازه مي‌كند و اگر بخواهيم با شرايط گفته شده ديوار را تيغه كنيم بايستي در هر 5/1 تا 2 متر از نبشي استفاده نماييم.

در غير اين صورت ديوار با كوچكترين حركت جانبي فرو خواهد ريخت و در مقابل زلزله هيچ مقاومتي از خود نشان نخواهد داد.

براي ديوارهاي سفالي كه ديوارهاي خارجي را تشكيل مي‌دهند ضخامت 10 سانتي‌متر ويا 20 سانتي‌متر را انتخاب مي‌كنند و براي ديوارهاي جدا كننده داخلي از پانلهاي گچي كه بصورت پيش ساخته مي‌باشد استفاده مي‌شود.

بدين ترتيب كه پانلهاي گچي را به ترتيب روي هم گذاشته ودرز بيان آنها را با گچ پر مي‌كنند و به هم مي‌چسبانند. مصالح به كار رفته در اين پانل‌ها از مصالح نظير گچ و پانل سيماني كه مخلوطي از سيمان و پلاستوفوم (پوكه صنعتي) است مي‌باشد.

پانلهاي گچي و سيماني:

پانلهاي سيماني در سرويس بهداشتي ساختمان بكار مي‌رود دليل استفاده از پانلهاي سيماني در سرويسهاي بهداشتي اين است كه اگر از پانلهاي گچي استفاده كنند چون گچ در اثر رطوبت افزايش حجم پيدا مي‌كند و از بين مي‌رود بنابراين از پانلهاي سيماني كه در برابر رطوبت افزايش حجم پيدا نمي‌كنند استفاده مي‌شود پلاستوفوم موجود در سيمان براي سبك بودن آن مي‌باشد در تصوير زير پلاستوم به همراه سيمان (پانل سيماني كار گذاشته شده در قسمت پايين سرويس بهداشتي مشاهده مي‌شود چون در قسمت پايين كه امكان شستشو وجود دارد رطوبت بيشتر نفوذ مي‌كند و هم چنين شناژ پانلهاي گچي كه براي جدا كردن قسمتهاي مختلف ساختمان به كار مي‌رود مشاهده مي‌شود.) كه اين شناژها داراي مقاومتي كم بوده و فقط براي صاف بودن سطح زيرين پانلها بكار مي‌رود و ارزش مقاومتي ندارد در ضمن پانلهاي گچي سبك بوده و وزني را روي اين شناژها وارد نمي‌آورند. وهمچنين كه كانالي براي عبور لوله‌ها و تاسيسات مشاهده مي‌شود.

نحوه كار گذاشتن نعل در گاهها:

نعل درگاه پنجره انواع مختلفي دارد فلزي – بتني ولي ما در اينجا از نعل درگاه بتني كه خود در كارگاه ساخته مي‌شود استفاده مي‌كنيم. در كل دليل كار گذاشتن نعل درگاه در اني است كه بتوان بعد از چيدن چهار چوب پنجره و درب بتوان ديوار بالاي آنرا چيد در اصل يك تكيه گاه براي ديوار بالاي پنجره مي باشد تصوير زير نعل درگاه را نمايش مي‌دهد.

30سانتي متر از دو طرف نعل درگاه سفال چيده مي‌شود يعني پنجره 2 متري بايستي 6/2 نعل درگاه مي‌خورد. گاهي مواقع براي پنجره‌هايي كه در پاگرد پله در ساختمانهاي اسكلت بتني وجود دارد پيچ و مهره بكار ميبرند چون براي جوش دادن پنجره بايد جايي باشد و چون اسكلت هم بتني ديگر آنرا نمي‌توان به اسكلت جوش داد بنابر اين بلتهايي كه در چهار چوب است به كف پاگرد پيچ و مهره شده تا بتوان پنجره را به آن متصل نمود .

موزائيك:

 در ايران موزائيك به قطعه سيماني گفته مي‌شود كه به ابعاد 10×10 و 20×20 و 25×25 و 30×30 و 40×40 و 50×50 يافت مي‌شود و كف اطاقها را با آن فرش مي‌كنند. اين قطعه را معمولاً‌ در دو لايه آستر و رويه مي‌زنند و بعد آنرا با دستگاه‌هاي مخصوص پرس مي‌كنند و چند روزي آنرا در هواي آزاد گذاشته و آب پاشي مي‌نمايند تا در مجاورت رطوبت سيمان سخت گشته وقابل استفاده باشد.

آستر موزائيك را كم سيمان‌تر و رويه آنرا پرسيمان تر مي‌گيرند. قسمت رويه گاهي ساده و گاهي نقش‌دار تهيه مي‌شود انتخاب نوع موزاييك وطريقه نصب آن بر حسب كف پوش روي آن متفاوت مي‌باشد.

چنانچه فرش موزائيك آخرين لايه كف سازي باشد موزائيك را از نوع مرغوب‌تر انتخاب مي‌نمايند و اگر بخواهيم روي موزائيك را با موكت و يا پاركت و يا مصالح ديگر فرش نماييم از موزاييك ارزان قيمت و يا حتي كاشي ساده سيماني استفاده مي‌نماييم اگر كف پوش آخر پاركت باشد خطوط فرش موزائيك در امتداد يكديگر واقع شود مانند شكل ديوار براي موزائيك كردن كف اتاقها ابتدا در زير اين موزائيكها براي عايق صوتي و هم چنين براي صاف كردن سطح زير موزائيك از پوكه معدني كه به رنگ قهوه‌اي مايل به سياه مي‌باشد نمايش داده شده است.

خط تراز:

يكي از مهمترين مطالب خط چاكلاني مي باشد كه روي ديوار زده مي‌شود. معني فارسي آن خط گچ است و در زبان كارگران و اوستاها به ريسمان رنگي معروف است. استفاده از اين وسيله به اين ترتيب است كه يك قرقره داخل قابي است كه با جمع كردن قرقره ريسمان به داخل قاب رفته و با كشيدن ريسمان به وسيله دست نيز از داخل قاب بيرون مي‌آيد و در روي قاب يك محفظه‌اي است كه بوسيله آن درون قاب را پر رنگ از رنگ مي‌كنند چون ديوارها گچي است از اين رنگ كه رنگ قرمز دارد استفاده مي‌شود.

نحوه استفاده از چاك لاين و شيلنگ تراز:

خط تراز كه بر روي ديوار در ساختمان زده مي‌شود خيلي مهم است و براي كليدها و پريزهاي برق كاري و هم چنين براي كف سازي و موزائيك و يا سراميك و يا كاشي استفاده مي‌كنند و هم چنين در ساختمان‌هايي كه از پانلهاي گچي براي ديوارهاي جدا كننده و يا براي ديوار جدا كننده استفاده مي‌كنند.

زدن چاك لاين بدين صورت است كه از خطر مركزي ستون كه قبلاً‌ بتن ريزي ستون زده شده است 20 سانتي‌متر پايين مي‌آييم و يك علامت مي‌زنيم سپس بوسيله شيلنگ تراز اين نقطه و علامت را به جاهاي ديگر در روي ديوار انتقال داده و سپس بوسيله دستگاه ريسمان رنگي يا چاك لاين دو طرف ديوار را علامت زده بدين ترتيب كه ريسمان رنگي را باز كرده و خوب كشيده و وسط آنرا بلند كرده و ضربه مي‌زنيم و يك خط  روي ديوار نمايان مي‌شود.

درز انبساط:

با توجه به اينكه خاك و نوع رگه‌ها و نوع قرار گرفتن دانه‌ها در يك قطعه زمين وسيع يكسان نيست و هم چنين سطح آبهاي زيرزميني در يك منطقه وسيع متفاوت است در نتيجه نشست زمين در يك ساختمان بزرگ يكسان نيست و ممكن است در اثر تفاوت نشست در ساختمانها تركها و خرابي‌هايي ايجاد شود براي جلوگيري از اين موضوع در ساختمان‌هاي بزرگ كه ابعاد آن بيش از 30 متر است و يا ديوار سازي‌هاي بزرگ كه طول آن از چند صد متر تجاوز مي‌كند براي اينكه نشست‌هاي متفاوت به اين ساختمان آسيب نرساند در سراسر آن اقدام به ايجاد ژوئن مي‌نمايند فاصله ژوئن‌ها از يكديگر بستگي به نوع زمين دارد و در حدود هر 20 الي 30 متر مي‌باشد و آن بدين طريق است كه بريدگي سراسري در تمام قسمت ديوار و يا هر سازه ديگر ايجاد مي‌نمايند بايد توجه نمود كه اين بريدگي بايد در كليه قسمت‌هاي ساختمان نيز اجرا شود. حتي در موقع بتن ريزي شناژ و يا بتن ريزي پي بهتر است از به هم آميختن ژوئن در دو طرف جلوگيري نمود

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 19:53  توسط علی صالحی صاریانی  | 

این شرکت با به کارگیری جدیدترین خطوط تولید و مواد اولیه صددرصد خارجی نسوز اقدام به تولید پلاستوفوم ( فوم پلی استایرن ) نموده که یکی از مجهزترین کارخانجات در این صنعت میباشد. از اهداف این شرکت تولید بلوکهای با کیفیت و دانسیته استاندارد و قیمت مناسب میباشد.

بلوک های سقفی حداقل 100 کیلوگرم بار مرده سقف را در مقایسه با بلوک های سیمانی و سفالی کاهش داده و جایگزین مناسبی برای بلوک های سفالی می باشند. ابعاد هر قطعه به نحوی است که هر متر طول بلوک سقفی جایگزین حداقل 10 عدد بلوک سفالی می باشد و بدین ترتیب سرعت کار را تا میزان قابل توجهی بالا می برد. این بلوک ها قابلیت پوشش با محصولاتی نظیر گچ ، سیمان ، رابیتس و دیوار کشی را داراست. تولید بلوک های سقفی با وزن ، ضخامت و کیفیت های متفاوت و متنوع صورت می پذیرد به نحوی که بنا به درخواست مشتری افزایش یا کاهش دوام ، اندازه و قیمت محصول نهایی شده تا منافع مورد انتظار را برای مصرف کننده تأمین نماید.

 

ویژگی های عمده بلوکهای سقفی پلاستوفوم کاراپلاستیک

1-   از ویژگیهای خاص آلفاسیکی وزن می باشد که در مقایسه با وزن سفالی و سیمانی.

2-  بار .... ساختمان را در سقف کاهش می دهد. سبک بودن یک قطعه بلوک (حدوداً 2کیلوگرم در هر متر مربع ) برابر با 12 عدد بلوک سفال به ابعاد 20×25×40 سانتی متر به وزن 120 کیلوگرم می باشد.

3-  عایق صوتی و رطوبتی – حرارتی . بلوک های پلی استایرن در آب متورم نمی شود و به علت بسته بودن ساختار دانه ای پلی استایرن و وجود پوشش مخصوص ، جذب آب در این محصول صفر است و عایق بسیار مناسبی برای رطوبت می باشد. لازم به ذکر است در کلیه سینماها و تماشا خانه ها و ... از این مواد به عنوان آکوستیک استفاده می نمایند.

4-  افزایش کیفیت بتن : بلوک سقفی سبک از جنس پلاستوفوم بودن و آب را به خود جذب نمی نماید. به همین علت آب بتن سقف را نیز به خود نمی کشد. این در حالی است که بلوکهای سفالی و سیمانی مقدار زیادی از آب بتن مجاور خود را جذب نموده و باعث کاهش کیفیت بتن می شوند . در ثانی در استفاده از بلوکهای سفالی یا سیمانی هنگام بتن ریزی و خصوصاً زمان ویبره کردن ، حدود 20 تا 25 درصد بتن از درزهای بین بلوکها و یا از شکستگیهای بلوک ( که در جهت عبور لوله های برق ایجاد می شود. ) به داخل نفوذ می نماید ، در صورتی که به دلیل یکپارچه بودن بلوکهای سقفی سبک اضافه مصرف بتن رفع خواهد شد.

5-  عبور لوله های تأسیسات : برای عبور لوله های برق از داخل بلوکهای سفالی و سیمانی ، باید شکسته شود که خود باعث ورود بتن به سوراخها و افزایش مصرف بتن و وزن سقف می شود . بلوک سقفی سبک این قابلیت را دارد که توسط تیغ ( موکت بری ) در آن شیار ایجاد نمود و لوله های برق  را از داخل شیار عبور داد.

6-   حمل و نقل و اجرای آسان و سریع

7-   ایمن در برابر آتش سوزی

8-   امکان حذف اندود گچ و خاک ( بدون استفاده از رابیتس )

9-   کاهش مصرف تیرچه

10-   میزان صرفه جویی اقتصادی

11-   صرفه جویی در زمان اجرای اسکلت

12-  پایدار در مقابل زلزله

13-  صرفه جویی در آهن آلات

14-  ضربه پذیر

15-  سرعت زیاد در اجرا و کاهش هزینه های دستمزد

16- اجرای همزمان چند سقف

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 19:49  توسط علی صالحی صاریانی  | 

سقف تيرچه و بلوك 

سقف تيرچه و بلوك جزء دال هاي يك طرفه به حساب مي آيد كه در اين نوع سقف براي كاهش بار مرده از بلوك هاي توخالي بسيار سبك ( مجوف) بتني يا سفالي براي پر كردن سقف استفاده مي شود0
كاربرد تيرچه و بلوك در ساختمان : تيرچه و بلوك براي پوشش سقف ساختمان هاي اسكلت آجري و اسكلت فلزي واسكلت بتن ارمه استفاده مي شود.
اما چرا جزء بهترين ها است ؟
1: باعث سبكي سقف مي گردد
2: دوام خوب در مقابل آ تش سوزي دارد
3: مقاومت خوبي در مقابل نيروهاي افقي مانند باد و زلزله دارد
4: عايق صوتي خوبي است
5: عايق حرارتي در مقابل سرما وگرماست
6: عايق رطوبتي است
7: صاف و هموار بودن سطح زير و روي سقف پس از اجرا از ديگر محاسن اين نوع سقف محسوب مي گردد
8: ..........
اما همانند ديگر سقفها اين نوع سقف نيز داراي معايبي نيز هست كه عمده عيب آن:
1: اجراي آن نسبت به سقف هاي مشابه زمان زيادي نياز دارد
2:اجراي سقف تيرچه و بلوك نياز به نيروي ماهر و متخصص دارد كه متاسفانه به اين موضوع اهميت چنداني داده نمي شود 
3: و بزرگترين عيب اين سقف اين است كه در دهانه هاي بزرگ نمي توان استفاده گردد
جدول ارتفاع بلوك و ضخامت سقف


ضخامت سقف       ارتفاع بلوك
   ۲۵                           ۱۸
   ۳۰                          ۲۲

    ۳۵                         ۲۶

نكات مربوط به تيرچه ها:
نكته 1: اندازة عرض تيرچه ها 8تا 12 سانتيمتر است.نكته 2: ضخامت تيرچه ها معمولا 4 سانتيمتر است.نكته 3: پس ازبتن ريزي تيرچه ها آن را بوسيله ويبراتور خوب ويبره كنيم.نكته 4: بتن داخل قالب فلزي يا سفالي جهت ساخت تيرچه با عيار 400تا500كيلوگرم سيمان در متر مكعب بتن ريز با مصالح سنگي ريزدانه تهيه شود.
نكته 5:فاصله محوروسط تا محوروسط تيرچه ديگر معمولا 
50سانتيمتر شود.

 

سقف تیرچه کرمیت

سیستم سقف کُرمیت از تیرچه های فولادی با جان باز در ترکیب با بتن استفاده می شود. در ساخت تیرچه های مذکور از یک تسمه، در بال حتانی و نیز یک میلگرد خم شده در جان استفاده می شود. برای پرکردن فضای خالی بین تیرچه ها از قالب های ثابت مانند بلوک های سیمانی، پلی استایرن، طاق ضربی ، قالب های موقت فولادی (کامپوزیت ) و یا هر پرکننده سبک استفاده می شود. فواصل تیرچه ها بسته به نوع قالب از 73 سانتی تا 100 سانتی متر متغیراست ، روی سقف نیز با 4 الی 10 سانتی متر بتن پوشانده می شود

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 19:46  توسط علی صالحی صاریانی  | 

انواع سقف

کانون گفتمان اساتید و دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد هشتگرد
انواع سقف - نسخه قابل چاپ

+- کانون گفتمان اساتید و دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد هشتگرد (http://hiau.ir/forum)
+-- انجمن: تالار های گفتمان دانشگاه (/forumdisplay.php?fid=1)
+--- انجمن: گروه مهندسی معماری (/forumdisplay.php?fid=3)
+---- انجمن: مباحث فنی ساختمان (/forumdisplay.php?fid=50)
+----- انجمن: سازه و سیستم های ساختمانی (/forumdisplay.php?fid=61)
+----- موضوع: انواع سقف (/showthread.php?tid=109)


انواع سقف sepide - 2012-03-03 03:59 PM 


سقف کرومیت اولین سیستم سقف بدون شمع بندی در ایران

سقف کرومیت اولین سیستم سقف بدون شمع بندی در ایران


سقف کرومیت

در این سیستم از تیرچه های فولادی با جان باز در ترکیب با بتن، که از یک نبشی در بال فوقانی و یک تسمه در بال تحتانی و نیز یک میلگرد خم شده درجان استفاده می شود . برای پر کردن فضای خالی بین تیرچه ها از قالب های ثابت مانند بلوک های سیمانی،پلی استایرن،طاق ضربی،قالب های موقت فولادی(کامپوزیت) و یا هر پر کننده سبک استفاده می شود.فاصله بین تیرچه ها از ۷۳ تا ۱۰۰ سانتی مترمتغیر است و بتن روی سقف از ۴ تا ۱۰ سانتی مترضخامت دارد.تیرچه ها خود ایستا بوده و نیاز به شمع بندی نداردتیرچه ها به نحوی طراحی شده که به تنهایی وزن بتن خیس وعوامل اجرایی را تحمل می کند.


مزایای سقف کرومیت

عدم نیاز به شمع بندی

به دلیل اینکه خود تیرچه ها به تنهایی (قبل از گرفتن بتن) وزن بتن خیس وعوامل اجرایی را تحمل می کند .

سرعت و سهولت اجرا

که در آن ۴۸ ساعت بعد از بتن ریزی روی سقف قابل رفت و آمد و بارگذاری سبک بوده و به نسبت سیستم های مشابه آسانتر و با سرعت بیشتری انجام می شود .

امکان اجرای همزمان چند سقف

به دلیل عدم وجود شمع بندی می توان عملیات بتن ریزی را بر روی چند سقف به صورت هم زمان انجام داد .

یکپارچگی سقف و اسکلت

به علت جوش شدن تیرچه ها به اسکلت پس از گرفتن بتن ،سقف و اسکلت یکپارچه شده و می تواند مانند یک دیافراگم صلب عمل کند.

امکان حذف کش ها

به علت یکپارچگی سقف و اسکلت می توان کش ها(اعضای غیر باربر)را حذف کرد و علاوه بر صرفه جویی در مصرف فولاد باعث یکنواختی زیر سقف می شود .در سقف های تیرچه بلوک معمولی به علت عدم امکان اتصال مکانیکی بین تیرچه های بتنی و پل های فلزی،فرض بر این است که هماهنگی تغیر مکان جانبی قابها به وسیله کش ها تامین گردد .

کاهش مصرف بتن و وزن کمتر سقف

به علت فاصله زیاد تیرچه ها از مصرف بتن حدود ۲۰ % کاسته می شود و در نهایت سقف سبک تر می گردد.

یکنواختی زیر سقف و مصرف گچ و خاک کمتر

پایین بودن تنش در بتن

امکان طراحی و اجرای سقف با دهنه هاو باربری خاص

تا کنون سقف با دهنه ۵/۱۲ متر و سقف با شدت ۷ تن بر متر مربع اجرا و به تایید رسیده .

حذف رد فولاد زیر سقفبه علت پایین بودن سطح بلوک از تیرچه ها پوشش گچ و خاک زیر تیر چه ها نسبت به نقاط دیگر بیشتر است و باعث کاهش جذب ذرات معلق می گردد.

سهولت اجرای داکت ( بازشو )

به علت فاصله زیاد زیاد تیرچه ها از هم برای عبور لوله های تاسیساتی و… نیاز به قطع کردن تیرچه ها نمی باشد.

اجرای این سقف بر روی اسکلت های فولادی،بتنی و دیوارهای باربر امکانپذیر می باشد.

سقف کامپوزیت کرومیت

در این سقف با استفاده ازقالب های فلزی فضاهای خالی بین تیرچه ها قالب بندی شده و نهایتأ با حذف قالب ها پس از بتن ریزی،سقفی سبک در اختیار خواهیم داشت .ضمنأ در این سیستم به علت غرق شدن کامل جان تیرچه ها در بتن لرزش کمتری را در مقایسه با سیستم های مشلبه کامپزیت ( دال بتنی روی پروفیل های شکل ) مشاهده می کنیم.

انواع سقفهایی که در اسکلتهای فلزی اجرا می شوند عبارتند از :
سقف کامپوزیت
سقف کرومیت
سقف تیرچه بلوک
سقف کامپوزیت :
یکی از پرطرفدارترین سقفهای موجود که طراحان سازه و مجریان تمایل زیادی به طرح و اجرای آن دارند سقفهای کامپوزیت می باشند.
اجزای تشکیل دهنده سقف کامپوزیت :
میلگرد
بتن




مراحل اجرای سقف کامپوزیت:
حمل و انبار مصالح لازم برای اجرای سقف
قالب بندی سقف بوسیله چهارتراش ، گوه ، تخته روسی، فاصله انداز 2.5 ، ورق آلومینیوم و پلاستیک
مش بندی سقف بوسیله میلگرد با مقاومت تسلیم طراحی


نصب اسپیسرهای پلاستیکی و لقمه های بتنی
شمع بندی و بستن کناره های سقف ، در نظر گرفتن محل تاسیسات و بازشوها
آماده سازی و بازرسی سقف جهت بتن ریزی
بتن ریزی و پرداخت سطح
نگهداری
فواید سقف کامپوزیت :
بدست آوردن سقفی یکپارچه و صلب
سرعت اجرایی نسبتا بالا
معایب :
1-احتیاج به اجرای سقف کاذب
2-فضای لازم برای دپوی قالبها
3-زمان بر بودن قالب بندی سقف 

سقف کرومیت :
سقفهای کرومیت از لحاظ قالب بندی مابین تیرچه ها به دسته های زیر تقسیم می شوند :
کرومیت با بلوکه سفال
کرومیت با بلوکه سیمانی
کرومیت با بلوکه های پلی استایرن
کرومیت کامپوزیت
اجزاء تشکیل دهنده سقف کرومیت :
تیرچه فلزی با جان باز
بلوک سیمانی ، سفالی یا قالب فلزی
میلگرد افت حرارت
کلافهای عرضی
بتن پوششی
اجزای تشکیل دهنده تیرچه فلزی با جان باز :
نبشی فوقانی
میلگرد زیگزاگ
تسمه فلزی تحتانی
تسمه فلزی که در تکیه گاهها جهت تقویت برشی تیرچه قرار دارد.
انواع قالب بندی مابین تیرچه ها :
بلوک سفالی
بلوک سیمانی
قالب فنری
میلگردهای افت حرارت :
میلگردهای افت حرارت به فواصل 30 سانتیمتر عمود بر تیرچه ها اجرا می شوند و می توانند از قطرهای 6 ، 8 و 10 انتخاب شوند.
مراحل اجرای سقف کرومیت :
حمل و انبار مصالح تشکیل دهنده سقف
اندازه گیری تیرچه ها
بالا بردن ، نصب و جوشکاری تیرچه ها
بلوک چینی
اجرای کلاف عرضی
قالب بندی و بستن حاشیه های سقف
بلوک چینی در نقاطی که از بلوک کامل نمی توان استفاده کرد.
اجرای آرماتورهای افت حرارت
کنترل و آماده سازی سقف در جهت بتن ریزی سقف
ساخت و یا سفارش مقدار لازم بتن جهت بتن ریزی
بتن ریزی و پرداخت سطح
نگهداری
مزایای سقف کرمیت
سقف های کرمیت درانواع مختلف آن مزایای زیادی از جمله:کاهش هزینه ها,امکان حذف کش ها,سرعت اجرا,عدم نیاز به شمع بندی و ... می باشد که در ذیل به ذکر آنها می پردازیم:
1.عدم نیاز به شمع بندی:
محاسبات و اجرای سقف های کرمیت با فرض اینکه تیرچه های فولادی قادر به تحمل وزنشان شامل بلوک,بتن وعوامل اجرایی را دارا می باشند انجام میگیرد وبه همین دلیل سقف های کرمیت نیازی به هیچ گونه شمع بندی ندارند و به اصطلاح تیرچه ها خود ایستا هستند.
2.سرعت و سهولت اجرا:
سرعت اجرای این سقف ها نسبت به سایر مواری که اجرا می شود به دلیل عدم شمع بندی بیشتر است و 48 ساعت پس از بتن ریزی می توان بر روی آن رفت وآمد نمود و بارگذاری های سبک را انجام داد و عملیات ساختمانی روال عادی خود را پیدا می کند.


3.اجرای هم زمان چند سقف:
به دلیل عدم وجود شمع و جک در زیر سقف های کرمیت عملا امکان اجرای همزمان چند سقف شامل مراحل چیدن تیرچه ها و بتن ریزی به طور هم زمان امکان پذیر می باشد و این کاراز مهمترین مزایای سقف کرمیت از نظر اقتصادی مخصوصا برای انبوه سازان واجرای ساختمان های با زیر بنای کم وطبقات زیاد است.
4.کاهش مصرف بتن ووزن کمتر سقف:
چون در سقف های کرمیت فاصله محور به محور تیرچه ها بین 75 تا 100 سانتیمتر می باشد معمولا تا حدود 20 درصد از مصرف بتن کاسته و در نتیجه سقف سبک تر می گردد حال اگر از مصالحی نظیر بلوک های پوکه ای وپلی استایرن استفاده شود تاثیر چشمگیری در کاهش وزن سقف خواهد داشت.
5.سهولت اجرای داکت:
به دلیل فاصله نسبتا زیاد تیرچه ها احداث داکت در سقف برای عبور تاسیسات از قبیل کانال های تهویه,لوله کشی ها و... به سهولت انجام می پذیرد ودیگر دلیل و نیازی به قطع تیرچه ها وجود ندارد.


6.مقاومت نهایی و شکل پذیری بالا:
با انجام آزمایشات و محاسبات بار گذاری که بر روی سقف های کرمیت صورت پذیرفته مشخص گردیده که پس از تغییر شکل های بسیار زیاد گسیختگی در این سیستم سقف ایجاد می گردد که گسیختگی نرم است و این حالت از نظر ایمنی در حد بسیار مطلوبی می باشد.

7.یکپارچگی سقف و اسکلت:
از مزایای سقف های کرمیت که بر روی اسکلت های فلزی صورت می گیرد این است که به دلیل جوش شدن تیرچه ها بر روی پل ها پس از عملیات بتن ریزی بین سقف و اسکلت یکپارچگی به وجود می آید وهمانند یک دیافراگم صلب عمل می کند.البته در اسکلت های بتنی با اجرای قلابهای مخصوص که برای مهار تیرچه ها در تیرهای اصلی به کار می رود می توان چنین یکپارچگی را ایجاد نمود البته اجرای آن به راحتی اسکلت های فلزی نیست.

8.پایین بودن تنش در بتن:
به دلیل اینکه تیرچه های فولادی ما از نوع خود ایستا هستند ومی توانند وزن های اعمالی را به تنهایی تحمل نمایند تنشی که در بتن ایجاد می گردد پایین می آید همچنین با انجام آزمایش بارگذاری بر روی سقف های کرمیتی که مقاومت نهایی بتنشان کمتر از حد معمول بوده است مشخص شده که لطمه ای به ظرفیت باربری سقف وارد نمی شود.

9.امکان طراحی برای دهانه های بزرگ:
در سیستم کرمیت این امکان وجود دارد که سقف های با دهانه های بزرگ و بارهای زیاد طراحی گردد که این مزیت در طراحی سازه های با کابری های خاص که به دهانه و بارهای زیاد نباز دارند مورد استفاده قرار می گیرد و تا کنون دهانه های 12.5 متری و شدت بارهای 7 تن بر متر مربع اجرا گردیده که انجام آزمایش های بارگذاری ایمنی آن را مورد تایید قرار داده است.

10.حذف رد فولاد زیر سقف:
در سقف های ضربی همان گونه که مشاهده می شود خطوط تیره ای روی گچ ایجاد می شود که اثر تیر آهن است وبه آن داغ آهن گویند ولی در سقف های کرمیت چون بلوک ها پایین تر از تیرچه ها قرار می گیرند پوشش گچ و خاک زیر تیرچه بیشتر شده واین امر موجب کاهش جذب ذرات معلق شده وبدین جهت سایه یا رد فولاد دیده نمی شود.

11.امکان حذف کشها:
امروزه از مفهوم دیافراگم صلب در آنالیز و طراحی بیشتر ساختمان ها استفاده می گردد در این سازه ها نیروی القایی زلزله از طریق دال صلب بتنی به سیستم های مقاوم در برابر نیروی جانبی مانند بادبندها و دیوارهای برشی منتقل می گردد در سقف های تیرچه بلوک معمولی فرض بر این است که تنش های فشاری و برشی ایجاد شده در دیافراگم صلب توسط بتن وتنش های کششی توسط کش ها تحمل می شود حال این که سقف های کرمیت دو تفاوت عمده نسبت به سقف های تیرچه بلوک دارند:
1.در اسکلت فلزی تیرچه های کرمیت به پل ها جوش می شوند.
2.تنش در این تیرچه ها پس از گرفتن بتن و ایجاد یک مقطع مرکب به طور چشمگیری از تنش مجاز کمتر است واز همین ظرفیت اضافی می توان برای حذف کش ها استفاده نمود.
بنا براین شبکه به هم پیوسته پل ها و تیرچه های کرمیت می تواند دال بتنی سقف را در مقابل نیرو های درون صفحه ای مسلح کند.این سقف می تواند به خوبی مانند یک دیافراگم صلب عمل کند ودیگر نیازی به استفاده از کش ها نیست وحذف کش ها می تواند موجب صرفه جویی دراستفاده از فولاد گردد وهمچنین موجب یکنواختی زیر سقف وحداقل شدن نازک کاری زیر سقف می گردد.

12.نظارت بر اجرا:
شرکت هایی که اقدام به ساخت تیرچه های کرمیت می نمایند موظف هستند تا در تمام مراحل نصب و اجرای سقف بر حسن انجام کار نظارت داشته باشند.
انواع سقف کرمیت
سقف های کرمیت را می توان به چند نوع دسته بندی کرد,از جمله سقف تیرچه
بلوک کرمیت سقف پلیمری کرمیت سقف کامپوزیت کرمیت و سقف ضربی کرمیت که
این تنوع می تواند از جمله مزایای این نوع سقف باشد که به راحتی پاسخگوی نیاز هر
قشری ازمردم است .

سقف تیرچه بلوک کرمیت:
با رواج یافتن سقف های تیرچه بلوک در ایران تا حد زیادی این سقف ها توانستند
مشکلات بسیاری را که سقف طاق ضربی داشتند حل کنند ولی اجرای این سقف علاوه بر
مزایای آن سخت و دشوار بود و آن نیاز مبرم به شمع بندی و اجرای جک در زیر آن بود
چون این تیرچه ها نمی توانستند وزن خود را تحمل نمایند که علاوه بردست و پا گیر بودن
هزینه ای را ایجاد می نمود و همچنین زمانی حداقل دو هفته ای نیاز است تا بتوان سقف را بهطور کامل آزاد نمود که با متداول شدن تیرچه های خود ایستای کرمیت این مشکل به راحتی حل شد و اکنون اجرای این سقف بر روی هر نوع سازه ای امکان پذیراست 



سقف پلیمری کرمیت:
برای این که ما به سقف های سبک تری دست یابیم چند سالی است که مصالح پلیمری جدیدی به نام پلی استایرن وارد بازار شده اند که در انواع مختلف و قیمت های متفاوت موجود است استفاده از این مصالح به دلیل این که فاصله تیرچه ها بیشتر ووزن بسیار کمتری نسبت به سایر بلوک ها دارند وسرعت اجرایی بالایی دارند موجب صرفه جویی در هزینه و وقت و کاهش حدود 7 درصدی فولاد و کاهش چشمگیر وزن سقف می گردد




سقف کامپوزیت کرمیت:
یکی از قابلیت های سیستم کرمیت اجرای سقف های کامپوزیت به این طریق می باشد در ایران این سقف ها به این صورت اجرا می شود که بر روی تیرچه های فولادی که همه به صورت ipeیاcpe(لانه زنبوری)می باشند پس ازقالب بندی دال بتنی ریخته می شود ولی در سیستم کرمیت به جای استفاده از ipeیا cpeاز تیرچه های فولادی با جان باز استفاده می شود که با مقایسه این دو می توان به کاهش چشمگیر وزن سقف و اقتصادی بودن آن پی برد همچنین به علت قرار گرفتن کامل جان تیرچه ها درون بتن لرزش کمتری در مقایسه با سیستم های دیگر کامپوزیت داردعلاوه بر آن وزن تمام شده آن نسبت به سقف تیرچه بلوک معمولی کمتر و مقاوم تر می باشد وبرای پوشش دهانه های بزرگ و با بار زیاد مناسب تر است لازم به ذکر است که این روش در سال 1367 توسط شرکت کرمیت پارس به ب 




سقف ضربی کرمیت:
با توجه به شرایط اقتصادی اکثریت مردم و اینکه هنوز اکثر ساختعمان هایی که در شهرستان ها ساخته می شود بین1تا 3 طبقه می باشد ودر آنها ازطاق ضربی به دلیل سهولت و سرعت اجرای زیاد استفاده می گردد این سیستم می تواند جایگزین خوبی برای آن باشد واشکالات عمده ای که طاق های ضربی دارند از قبیل عدم وجود صلبیت و یکپارچگی کافی در سقف و مصرف فولاد زیاد نسبت به باربری که انجام می دهند را بر طرف سازد.در این روش وجود لایه نازکی از بتن روی سقف می تواند دیافراگم مناسبی بین ستون ها ایجاد کند و همچنین به دلیل استفاده از تیرچه های با جان باز مقدار زیادی در مصرف فولاد صرفه جویی می شود و برای ساختمان های تا حدود 3 طبقه بسیار مناسب است

با مقایسه دو نوع طاق ضربی به صورت سنتی و کرمیت به مزایای سقف
ضربی کرمیت پی می بریم
کاهش هزينه امکان حذف کش ها سرعت و سهولت اجرا عدم نياز به شمع بندي پايين بودن تنش در بتن سهولت اجرا داکت (بازشو) حذف رد فولاد در زيرسقف امکان اجراي همزمان چند سقف مقاومت نهايي و شکل پذيري بالا يکنواختي زير سقف (مصرف گچ و خاک کمتر) امكان نظارت بر اجراي سقف در طول عمليات اجرايي کاهش مصرف بتن و وزن کمتر سقف (حدود 20%) يکپارچگي سقف و اسکلت (مقاومت در طول اجراي سقف) امکان طراحي و اجراي سقف با دهانه ها و باربري هاي خاص عدم نياز به شمع بندي طراحي سقف کرميت با اين فرض انجام مي شود که تيرچه ها به تنهايي (قبل از گرفتن بتن) توانايي تحمل وزن خود، بلوک، بتن خيس و عوامل اجرايي را داشته باشند. بنابراين سقف کرميت نيازي به شمع بندي در هيچ يک از مراحل عمليات اجرايي ندارد. سرعت و سهولت اجرا در اين سيستم، اجراي سقف نسبت به سيستم هاي مشابه آسانتر بوده و با سرعت بيشتري انجام مي شود. 48 ساعت پس از بتن ريزي، روي سقف قابل رفت و آمد و بارگذاري سبک بوده و مي توان عمليات ساختماني را ادامه داد که اين مزيت موجب سرعت در روند عمليات ساخت مي گردد. امکان اجراي همزمان چند سقف با توجه به اين که در سيستم سقف کرميت هيچ گونه شمع بندي وجود ندارد. عملا" مي توان چند سقف را براي بتن ريزي آماده کرد و هم زمان عمليات بتن ريزي را بر روي سقف ها انجام داد. اين کار براي ساختمان هاي با طبقات زياد و يا زيربناي کم بسيار مقرون به صرفه و مناسب است. يکپارچگي سقف و اسكلت به علت جوش شدن تيرچه ها به اسکلت، پس از گرفتن بتن، سقف و اسکلت يکپارچه شده و مي تواند مانند يک ديافراگم صلب عمل کند. در اسکلت هاي بتني نيز با در نظر گرفتن قلاب هاي مخصوصي، امکان يکپارچگي بيشتري ايجاد مي شود. امکان حذف کش ها با توجه به يکپارچگي سقف و اسكلت، مي توان کش ها (اعضاي غيرباربر) را حذف کرد . حذف کش ها علاوه بر صرفه جويي در مصرف فولاد باعث يکنواختي بيشتر زير سقف شده و عمليات نازک کاري را به حداقل مي رساند. پايين بودن تنش در بتن به علت خود ايستا بودن تيرچه ها(تيرچه قبل از گرفتن بتن مي تواند وزن بلوک، بتن خيس و عوامل اجرايي را به تنهايي تحمل کند) تنش ايجاد شده در بتن بسيار پايين است . آزمايش بارگذاري روي سقف هاي کرميت که مقاومت نهايي بتن آنها کمتر از مقدار مورد نظر بوده نشان داده که بتن با مقاومت پايين به ظرفيت باربري سقف لطمه اي وارد نمي سازد. امکان طراحي و اجراي سقف با دهانه ها و باربري هاي خاص در سيستم سقف کرميت امکان طراحي و اجراي سقف با دهانه هاي بلند و بارهاي سنگين وجود دارد. تاکنون سقف با دهانه 5/12 متر و همچنين سقف با شدت بار 7 تن بر متر مربع اجرا شده که در هر مورد آزمايش هاي بارگذاري ، ايمني سقف را تاييد کرده اند. حذف رد فولاد زير سقف اثر داغ آهن در سقف هاي ضربي به صورت خط تيره اي روي گچ مشاهده مي شود ولي در سقف کرميت به علت پايين تر بودن سطح بلوکها از تيرچه ها، پوشش گچ و خاک در زير تيرچه ها نسبت به بقيه نقاط سقف بيشتر است و همين امر سبب کاهش جذب ذرات معلق مي شود. بنابراين سايه فولاد بال تحتاني تيرچه ها مشاهده نمي گردد. سهولت اجراي داکت (بازشو) به علت فاصله زياد تيرچه ها (73 تا 100 سانتي متر محور به محور ) ايجاد داکت درسقف جهت عبور لوله هاي تاسيساتي نصب دودکش موتورخانه و شومينه نصب توالت ايراني و يا عبور کانال كولر به راحتي امکان پذير است و نياز به قطع کردن تيرچه ها نمي باشد. نظارت بر اجراي سقف در طول اجرا اكيپ هاي خاصي جهت نظارت بر سقف ها آموزش ديده اند تا در صورت تمايل مشتري در طي اجراي سقف ها نظارت مستمر بر نحوه عملكرد مجريان صورت پذيرد و از سلامت اجراي سقف چه از نظر فني و چه از نظر زيبايي اطمينان كامل حاصل گردد. کاهش مصرف بتن و وزن کمتر سقف به علت فاصله زياد تيرچه ها (حدود 75 سانتي متر محور به محور ) از مصرف بتن در حدود 20% نسبت به تيرچه و بلوک معمولي کاسته شده و نهايتا" وزن سبک تر مي گردد. استفاده از بلوک هاي پوکه اي و بلوک هاي پلي استايرن کرميت يا سيستم کامپوزيت نيزدر کاهش وزن موثر است. مقاومت نهايي و شکل پذيري بالا محاسبات و آزمايش هاي بارگذاري روي سقف نشان مي دهد که گسيختگي اين سيستم پس از تغيير شکل هاي بسيار زياد اتفاق مي افتد. « گسيختگي نرم» و اين رفتار سقف از نظر ايمني مطلوب است . مزاياي سقف کامپوزيت کرميت کاهش وزن سقف کاهش مصرف تيرچه کاهش هزينه هاي تمام شده عدم نياز به محل دپوي مصالح سهولت اجراي داکت و عبور تاسيسات سهولت اجراي سقف با دهانه هاي بلند نداشتن لرزش نسبت به سيستم کامپوزيت معمولي کاهش وزن سقف از آن جا که در اين سيستم بلوک حذف مي شود، وزن بلوک از وزن سقف کاذب کاسته مي شود، اين کاهش وزن حدود 10% کاهش مصرف تيرچه ، 7% کاهش وزن در اسکلت و فونداسيون ساختمان نيز خواهد داشت. کاهش مصرف تيرچه از آن جا که آكس به آکس تيرچه ها در سقف کامپوزيت حداقل 85 سانتيمتر مي باشد، اين امر باعث کاهش مصرف تيرچه و در نتيجه کاهش هزينه ها مي شود. سهولت اجراي داکت و عبور تأسيسات خالي بودن فضاي خالي بين تيرچه ها امکان عبور تمام کانالها، داکتها، لوله هاي برق و ديگر تأسيسات را به راحتي فراهم مي نمايد. نداشتن لرزش نسبت به سيستم کامپوزيت معمولي با توجه به آنکه تيرچه هاي فلزي کرميت داراي جان باز هستند و در هنگام اجرا جان تيرچه کاملا" از بتن انباشته مي شود، سقفهاي کرميت داراي لرزش نيستند. سهولت اجراي سقف با دهانه هاي بلند سنگين بودن وزن بلوک و در نتيجه وزن زياد سقف باعث خزش بتن و ايجاد خطر در هنگام زلزله مي گردد که همواره يکي از مسائل خطر آفرين انواع سيستمهاي تيرچه بلوک با دهانه بلند مي باشد. در سقف کامپوزيت کرميت با توجه به سبکي وزن سقف و کاهش بار وارده به تيرچه ها ، اجراي دهانه هاي بلند با اطمينان خاطر بيشتري انجام گرفته و تنش بتن مانند تمام سيستمهاي سقفهاي کرميت بسيار پايين باقي خواهد ماند و بتن را دچار خزش ننموده و ضريب مقاومت سقف بالا مي باشد. كاهش هزينه هاي تمام شده كاهش وزن تير چه مصرفي ، كاهش هزينه هاي بلوك ، كاهش هزينه هاي حمل و نقل ، كاهش وزن اسكلت و فونداسيون ، نداشتن پرت ، سرعت اجراي بالا ، نصب سقف كاذب با كمتر از نصف هزينه سقفهاي كاذب موجود در بازار ، در مجموع باعث كاهش هزينه ساختمان ميگردد. به طور مثال چون هر قالب فلزي براي حداقل سي بار استفاده ، طراحي و ساخته ميشوند ميتوان با تعداد محدودي از اين قالبها مساحت زيادي سقف اجرا نمود. معمولا" اين موضوع در زمان اجرا با خريد يا كرايه تعداد مشخصي قالب انجام ميشود كه فقط شامل دو بار كرايه حمل ( رفت و برگشت قالب به كارگاه) انجام مي گردد و از هزينه بالاي حمل بلوك يا يونوليت و پرت زمان حمل جلوگيري ميشود. ضمنا" بهاي بلوك و حمل آن كه در ابتداي پروژه بايد هزينه گردد، صرفه جويي مي شود . در صورت نياز بخشي از اين هزينه نه تمامي آن به صورت سقف كاذب ، آن هم در انتهاي پروژه هزينه خواهد شد. سقف کُرمیت در سیستم سقف کُرمیت از تیرچه های فولادی با جان باز در ترکیب با بتن استفاده می شود. در ساخت تیرچه های مذکور از یک تسمه، در بال تحتانی و نیز یک میلگرد خم شده در جان استفاده می شود. برای پرکردن فضای خالی بین تیرچه ها از قالب های ثابت مانند بلوک های سیمانی، پلی استایرن، طاق ضربی ، قالب های موقت فولادی (کامپوزیت ) و یا هر پرکننده سبک استفاده می شود. فواصل تیرچه ها بسته به نوع قالب از 73 سانتی تا 100 سانتی متر متغیراست ، روی سقف نیز با 4 الی 10 سانتی متر بتن پوشانده می شود. تیرچه ها از نوع خود ایستا بوده و به همین علت هیچ نوع شمع بندی در زیر سقف مورد نیاز نمی باشدو تیرچه ها به نحوی طراحی می شوند که بتوانند وزن بتن خیس، قالب ها و عوامل اجرایی سقف را به تنهایی تحمل کنند. پس ازاین که بتن به 75% مقاومت مشخصه خود می رسد ، تیرچه های فولادی با بتن به صورت یک مقطع مختلط وارد عمل شده و بارهای مرده و زنده سقف را تحمل می کنند. سقف تیرچه و بلوک کُرمیت با متداول شدن سقف های تیرچه و بلوک سنتی برخی از مشکلات سیستم طاق ضربی مرتفع شد. اما این سقف ها مشکلات دیگری را به همراه خود پدید آوردند که عمده ترین آنها ضرورت استفاده از شمع بندی در زیر سقف است. شمع بندی علاوه بر دست و پاگیر بودن هزینه زیادی را نیز بر ساختمان تحمیل می کند. در سال 1363 با استفاده از بلوك کُرمیت به جاي طاق ضربي كه قبلا" در اين سيستم بعنوان قالب ثابت بكار مي رفت عملا" سقف تیرچه وبلوک کُرمیت وارد بازارشد. این سقف به علت خود ایستا بودن تیرچه ها نیازی به شمع بندی ندارند و به همین علت از سرعت اجرای بسیار بالایی برخوردار می باشد. اجرای این سقف بر روی اسكلت های فولادی بتنی و دیوارهای باربر امکان پذیر می باشد. سقف پلیمری کُرمیت در راستای سبک سازی ساختمان، این شرکت هم زمان با ستفاده از قالب کامپوزیت و بلوک های پوکه ای اقدام به استفاده از مصالح پلیمری در ساختمان کرده است. استفاده از بلوک های پلی استایرن نسوز در سقف باعث کاهش مصرف تیرچه تا حدود 20% و کاهش فولاد مصرفی سازه تا حدود 7% می شود. سهولات اجرای این نوع سقف، باعث افزایش سرعت اجرا و درنیتجه کاهش هزینه های اجرایی می گردد. در عین حال در هزینه های حمل و نقل نیز صرفه جویی قابل ملاحظه ای صورت می گیرد. شیارهای مناسب ایجاد شده در زیر این بلوک ها باعث پیوستگی گچ و خاک در زیر سقف می گردد. در جهت بهبود استفاده از مصالح پلیمری، بخش تحقیق و توسعه این شرکت مشغول مطالعات و بررسی های بیشتر می باشد. سقف کامپوزیت کُرمیت سیستمهای معمول کامپوزیت در امریکا عینا" با تیرچه های با جان باز انجام می شود و معمولا" همراه با گذاشتن یک ورق فولادی موجودار به عنوان عرشه و آرماتور بندی روی آن بتن ریخته می شود . در این سيستم قالب ماندگار است و قطعات جان نیز با بتن احاطه نمی شود. در طراحی سیستم قالب کامپوزیت کُرمیت، نظر بر آن بوده که علاوه بر سرعت و تطبیق با آیین نامه ها ، هر چه ممکن اقتصادی تر باشد. از این رو اولا" قالب باید قابل استفاده مداوم باشد، ثانیا" جان تیرچه با بتن پر شود که بتوان قطعات جان را اقتصادی تر طراحی نمود و از لرزش سقف نیز کاسته شود. سیستمهای کامپوزیت رایج در ایران که با تیرآهن ساده یا لانه زنبوری با تیر ورق استفاده می شوند، دارای جان باز نیستند. در وهله اول قالب هاي سقف كرميت سه قطعه بوده و براي باز كردن ، قطعات آن بايد از يكديگر جدا مي شد ، با تحقيق بخش r&d اين شركت این قالب با بهینه سازی و استفاده از خاصیت تغییر شکل ارتجاعی فولاد به قالبی یکچارچه تبدیل شد. این قالب در بین تیرچه ها قرار گرفته و بعد از گيرش اولیه بتن قالب از زیر سقف در آورده می شود . این قالب محاسن بسیار زیادی دارد و با سرعت چیده و جمع آوری می گردد و با دقت مختصری , بارها قابل استفاده است. این قالب هم اکنون در پروژه های مختلف این شرکت مورد استفاده است. آخرین بررسی ها و دستاوردها نشان داد که بهتر است جهت تطبیق سیستم با سیستم تیرچه بلوک و استفاده از آرماتور حرارتی یک جهته و حذف آرماتور خمشی در دال فوقانی و در نتیجه صرفه جویی اقتصادی، فاصله لب با لب تیرچه ها حداکثر 75 سانتی متر باشد



+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1391ساعت 21:14  توسط علی صالحی صاریانی  | 

پوکه برای بلوک زنی تماس

Description: پوکه برای بلوک زنی تماس

 SHAPE  \* MERGEFORMAT

مستقيم از معدن خريد كنيد)بدونه واسطه) فروش انواع پوکه معدني دانه بندي شده مشخصات پوکه معدن قروه: متشكل از گدازه هاي اتشفشان است كه پس از رسيدن به سطح زمين سرد شده و به صورت دانه هاي ريز و درشت متخلخل تشكيل گرديده و داراي مشخصات زير مي باشد:
كيفيت و استحكام بسيار بالاتر از پوکه ليكا و دماوند
بسيار بصرفه (هزينه اي تمام شده بسيار كمتر از پوکه ليكا و دماوند)
سبك و دوام طولاني (داراي وزن حجمي 650 كيلو گرم برمتر مكعب)
كاهش انتقال صدا
مقاوم در برابر انقباض و انبساط
ضد حشرات و موريانه
عايقي فوق العاده
عايق حرارت و برودت و ضد حريق (نقطه ذوب 1342 درجه و تا 760- درجه مقاوم است)
پوکه مصرفي در تركيب با سيمان داراي قابليت بالاي نگهداري اب مي باشد كه موجب مي شود مقاومت بتن ساخته شده بالا رود.
و ازمهمترين ويژگي اين محصول استحكام بسيار بالادرتركيب با سيمان و وزن بسيارسبك ميباشد.

مواردمصرف:
از اين ماده ارزشمند برای شيب بندي پشت بام ,ساخت بلوک هاي سبك ، موزاييك و پر كردن سطوح مختلف ساختمان و ... استفاده مي شود.
1- پوکه ماسه:به دليل وزن بسياركم نسبت به ماسه معمولي(شسته/رودخانه اي)دركاركاه هايساخت بتن ,بلوک زنی(ديواري/سقفي)وپرنمودن سطح لوله كشي هاي ساختماني و ...مورداستفاده قرارمي گيرد.
2-پوکه عدسي:به دليل اندازه ووزن بسياركم دركارگاه هاي توليد بلوک هاي سقفي بسيار سبك مورد استفاده قرار ميگيرد .
3-پوکه نخودي:موارد مصرف زيادي داردازجمله شيب داركردن سقف ساختمانها و هم سطح نمودن كف طبقات و..
4-پوکه بادامي: همانند پوك نخودي ميبا شد و بعلت سايز بزرگتر قيمت كمتري هم دارد. 5-پوکه مخلوط: مخلوطي از پوکه نخودي و بادامي ميباشد.
5- موارد مصرف سنگ پوکه در تصفيه خانه هاي اب و فاضلاب سد سازيها پلها و...مورد استفاده قرار مي گيرد.

سايز و وزن انواع پوکه معدني قروه

1-سنگ پوکه (سايز 7-25 سانتيمتر) (وزن در هر متر مكعب 400_550)

2-پوکه بادامي ( سايز10-30 ميليمتر) (وزن در هر متر مكعب 550_600)

3-پوکه مخلوط (سايز 10-20 ميليمتر) (وزن در هر متر مكعب 600_650)

4-پوکه نخودي ( سايز 5-12 ميليمتر ) (وزن در هر متر مكعب 600_650)

5-پوکه عدسي (سايز 5-10 ميليمتر) (وزن در هر متر مكعب 650_700)

6-ماسه اي ( سايز 0-5ميليمتر) (وزن در هر متر مكعب 800_850)
ارسال به تمام نقاط ايران

تماس با ما:
متقاضيان گرامي ميتوانند ازطريق ارتباط با ما نوع پوکه خود را درخواست كنند تا پس ازهماهنگي ودر اسرع وقت پوکه مورد نظر خود را دريافت كنند. تلفن: 09186635339
ادرس: قروه كيلومتر 1 جاده همدان

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 22:24  توسط علی صالحی صاریانی  | 

بتن عبور دهنده نور ، لایتراکان ( تکنولوژی بتن )




ساختارهای باربر هم می‌توانند از این بلوک‌ها ساخته شوند. زیرا فیبر های شیشه ای هیچ تاثیر منفی روی مقاومت بتن ندارند. بلوکها می توانند در اندازه ها ی متنوع و با عایق حرارتی خاص نصب شده روی آنها تولید شوند.

این متریال در سال 2001 توسط یک معمار مجار به نام «آرون لاسونسزی» اختراع شد و به ثبت رسید. این معمار زمانیکه در سن 27 سالگی در کالج سلطنتی هنر های زیبای استکهلم مشغول به تحصیل بود این ایده را بیان کرد و در سال 2004 شرکت خود را با نام لایتراکان تاسیس کرد و با توجه به نیاز و تمایل جامعه امروز به استفاده از مصالح جدید ساختمانی، از سال 2006 با شرکت های بزرگ صنعتی به توافق رسیده و تولید انبوه آن به زودی آغاز خواهد شد.

موارد کاربرد

دیوار: به عنوان متداول ترین حالت ممکن این بلوک می تواند در ساختن دیوارها مورد استفاده قرار گیرد. به این ترتیب هر دو سمت و همچنین ضخامت این متریال جدید قابل مشاهده خواهد بود. بنابر این سنگینی و استحکام بتن به عنوان ماده اصلی « لایتراکان» محسوس تر می شود و در عین حال کنتراست بین نور و ماده شدید تر می شود. این متریال می تواند برای دیوارهای داخلی و خارجی مورد استفاده قرار گیرد و استحکام سطح در این مورد بسیار مهم است. اگر نور خورشید به ساختار این دیوار می تابد قرار گیری غربی یا شرقی توصیه می شود تا اشعه آفتاب در حال طلوع یا غروب با زاویه کم به فیبر های نوری برسد و شدت عبور نور بیشتر شود. بخاطر استحکام زیاد این ماده می توان از آن برای ساختن دیوار های باربر هم استفاده کرد. در صورت نیاز، مصلح کردن این متریال نیز ممکن است همچنین انواع دارای عایق حرارتی آن نیز در دست تولید است.

پوشش کف: یکی از جذاب ترین کاربرد ها، استفاده از «لایتراکان» در پوشش کف ها و درخشش آن از پایین است. در طول روز این یک کفپوش از جنس بتن معمولی به نظر می رسد و در هنگام غروب آفتاب بلوک های کف در رنگهای منعکس شده از نور غروب شروع به درخشش می کنند.

طراحی داخلی: همچنین از این نوع بتن عبور دهنده نور می توان برای روکش دیوار ها در طراحی داخلی استفاده کرد به صورتی که از پشت نور پردازی شده باشند و می توان از نور های رنگی متنوع برای ایجاد حس فضایی مورد نظر استفاده کرد.

کاربرد در هنر: بتن ترانسپارانت برای مدتها به عنوان یک آرزو برای معماران و طراحان مطرح بود و با تولید لایتراکان این آرزو به تحقق پیوست. کنتراست موجود در پشت متریال تجربه شگفت آوری را برای مدت طولانی در ذهن بیننده ایجاد می کند. در واقع با نوعی برخورد سورئالیستی محتوای درون در ارتباط با محیط پیرامون قرار می گیرد و به این ترتیب بسیاری از هنرمندان تمایل به استفاده از این متریال در کارهای خود دارند. به طور کلی با پیشرفت های تکنولوژیکی و ارائه خلاقیت طراحان و مجسمه سازان با ابزار های مختلف، پتانسیل و قابلیت بتن توسط هنرمندان گوناگون در تمام جهان مورد استفاده قرار گرفته است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 22:16  توسط علی صالحی صاریانی  | 

بتن با مقاومت زياد
امروزه بر اساس تکنولوژي رايج بتن، ساخت بتن‌هاي با مقاومت‌هاي فشاري زياد و دور از انتظار که مي‌تواند براي طراحي سازه‌هاي اجرايي رايج مورد استفاده قرار گيرند، امکان‌پذير مي‌باشد. اگر چه اغلب آيين‌نامه‌هاي بتن هنوز مقاومت بتن مورد استفاده در سازه‌ها را به MPa 60 محدود مي‌کنند، اما آيين‌نامه‌هاي جديد اخيراً حدي بالاتر از MPa 105 را نيز در نظر گرفته‌‌اند ] 1 [. ساخت بتن‌هاي با مقاومت زياد و در حد MPa 120 و کاربرد آن در ساختمان‌هاي بلند در کشورهاي پيشرفته دنيا رواج يافته است. اين مقاومت با اضافه نمودن مواد ريز و فعال به سيمان تا حدي افزايش يافته که بتن‌هايي با مقاومت‌هاي فشاري بين MPa 200 و MPa 800 و مقاومت‌هاي کششي بين MPa 30 و MPa 150 در نمونه‌هاي آزمايشگاهي بدست آمده است. براي دستيابي به چنين مقاومت‌هايي لازم است تغييراتي در طرح اختلاط داده و از مواد و افزودني‌هاي جديدي استفاده نمود.
از عوامل مهم در رسيدن به چنين مقاومت‌هايي استفاده از سنگدانه‌هاي مقاوم و کاهش حداکثر اندازه سنگدانه در مخلوط بتني براي همگني بيشتر آن مي‌باشد. همچنين با استفاده از مواد بسيار ريزدانه و با اندازه‌هاي کمتر از دهم ميکرون مي‌توان مجموعه‌اي متراکم‌تر و با تخلخل بسيار کم که بالاترين وزن مخصوص را خواهد داشت، تهيه نمود. در بتن‌هاي با مقاومت زياد بايستي تا حد ممکن نسبت آب به سيمان (w/c) را کاهش داد (امروزه حتي نسبت 18/0 = w/c استفاده شده است) که در اين حالت بعضي دانه‌هاي سيمان هيدراته نشده بصورت مواد ريزدانه پرکننده، دانسيته را افزايش داده و در نتيجه سبب افزايش مقاومت مي‌شوند. بديهي است براي تأمين کارايي چنين مخلوط‌هايي با آب بسيار کم لازم است از روان‌ کننده‌ ها، فوق ‌روان‌کننده‌ ها و پخش کننده ذرات ريز در بتن استفاده نمود. براي افزايش نرمي چنين بتن‌هايي (با افزايش مقاومت شکنندگي و تردي بتن افزايش مي‌يابد) مي‌توان به آنها الياف‌هاي کوتاه اضافه نمود. در ساخت چنين بتن‌هايي (مقاومت در حد فولاد و بالاتر) از روشهاي سخت شده تحت فشار و دما براي عمل آوري بتن و تأمين مقاومت اوليه زياد استفاده مي‌گردد.

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 22:16  توسط علی صالحی صاریانی  | 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

بتن سبک(فوم بتن)
ساختمان به طور مستقيم ( به لحاظ سبكي ويژه اين نوع بتن ) و صرفه جويي در مصرف انرژي بطور غير مستقيم ( به لحاظ عايق بودن اين نوع بتن در مقابل سرما و گرما و در نتيجه كاهش ميزان مواد سوختي ) , از لحاظ اقتصادي گام هاي بلند و مهمامروزه مهندسين و معماران سازنده ساختمان در دنيا با استفاده از بتن سبك در قسمت هاي مختلف بنا با سبك كردن وزني برداشته اند .
فوم بتن پوششي است جديد جهت مصارف مختلف در ساختمان كه به علت خواص فيزيكي منحصر به فرد خود بتني سبك و عايق با مقاومت لازم و كيفيت مطلوب نسبت به نوع استفاده از آن ارائه ميدهد . اين پوشش از تركيب سيمان , ماسه بادي (ماسه نرم ) , آب و فوم ( ماده شيميائي توليد كننده كف ) تشكيل مي شود . ماده كف زا در ضمن اختلاط با آب در دستگاه مخصوص , با سرعت زيادي , حباب هاي هوا را توليد و تثبيت نموده و كف حاصل كه كاملا پايدار مي باشد در ضمن اختلاط با ملات سيمان و ماسه بادي در دستگاه مخلوط كن ويژه , خميري روان تشگيل مي دهد كه به صورت درجا با در قالب هاي فلزي يا پلاستيكي قابل استفاده مي باشد . اين خمير پس از خشك شدن با توجه به درصد سيمان و ماسه بادي ( مطابق با جدول شماره 1 ) داراي وزن فضايي از 300 الي 1600 كيلو گرم در متر مربع خواهد بود .
ويژگي هاي عمده فوم بتن
۱-عامل اقتصادي : سبكي وزن با مقاومت مطلوب فوم بتن يا توجه به نوع كاربرد آن , بطور كلي به لحاظ اقتصادي مخارج ساختمان را ميزان قابل ملاحظه اي كاهش مي دهد چون در نتيجه استفاده از آن , وزن اسكلت فلزي و ديوار ها و سقف كاهش يافته و ضمنا باعث كاهش مخارج فونداسيون و پي در ساختمان مي گردد كه با توجه به خواص فوق , با سبك تر بودن ساختمان , نيروي زلزله خسارات كمتري را در صورت وقوع متوجه آن مي سازد .
۲- سهولت در حمل و نقل و نصب قطعات پيش ساخته : حمل و نقل قطعات پيش ساخته : حمل و نقل قطعات پيش ساخته با فوم بتن هزينه كمتري را نسبت به قطعات بتني دربرداشته و نصب قطعات بعلت سبكي آنها . بسيار آسان مي باشد , هر گونه نازك كاري براحتي روي پوشش فوم بتن قابل اجراست و ضمنا چسبندگي قابل توجهي با سيمان و گچ دارد .
۳- خواص فوق العاده عايق بودن در مقابل گرما , سرما و صدا : فوم بتن به علت پائين بودن وزن مخصوص آن يك عايق موثر در مقابل گرما , سرما و صداست . ضريب انتقال حرارتي فوم بتن ( طبق جدول شماره 3 ) بين65 0/0 تا 435/0 k cal / m2 hc مي باشد ( ضريب هدايت حرارتي يتن معمولي بين 3/1 تا 7/1 مي باشد ) استفاده از فوم بتن بعنوان عايق باعث صرفه جويي در استفاده از وسائل گرم زا و سرما زا مي گردد . فوم بتن عايق مناسبي جهت صدا با ضريب زياد جذب آگوستيك به سمار مي رود كه در نتيجه بعنوان يك فاكتور رفاهي در جهت جلوگيري از ورود صداهاي اضافي اخيرا مورد توجه طراحان قرا كرفته است .
۴- خصوصيات عالي در مقابل يخ زدگي و فرسايش ناشي از آن و مقاومت در برابر نفوذ رطوبت و آب : نظر به اينكه فوم بتن در قشرهاي سطحي داراي تخلخل فراوان مي باشد در نتيجه شكاف هاي موئين و و درزهاي كمتري در سطح ايجاد مي شود و اگر پوشش فوم بتن با ضخامت كافي مورد استفاده قرار گيرد در مقابل خطر نفوذ باران و رطوبت مقاومت مطلوبي خواهد داشت .
۵- مقاومت فوق العاده در مقابل آتش : مقاومت فوم بتن در مقابل آتش فوق العاده مي باشد .
به طور مثال قطعه اي از نوع فوم بتن با وزن فضايي 700 الي 800 كيلو گرم در متر مكعب كه حداقل 8 سانتي متر ضخامت داشته با شد به راحتي تا 1270 درجه سانتي گراد را تحمل مي نمايد و اصولا در وزن هاي پائين غير قابل احتراق است .
۶- قابل برش بودن :به دليل قابل برش بودن با اره نجاري و ميخ پذير بودن آن . كارهاي سيم كشي و نصب لوازم برقي و تاسيسات خيلي سريع و به راحتي قابل عمل خواهد بود .
كاربرد فوم بتن در ساختمان
۱- شيب بندي پشت بام : فوم بتن با صرفه ترين و محكم ترين مصالح سبكي است كه مي توان از آن براي پوشش شيب بندي استفاده نمود . نظر به اينكه با دستگاه مخصوص به صورت بتن يكپارچه در محل قابل تهيه و استفاده است مي توان مستقيما روي آن را عايق بندي يا ايزولاسيون نمود .
۲- كف بندي طبقات : به دليل سبكي وزن فوم بتن و آسان بودن تهيه آن . مي توان تمامي كف طبقات . محوطه و بالكن ساختمان را بعد از اتمام كارهاي تاسيساتي با آن پوشانده و بلافاصله عمليات بعدي را مستقيما روي آن انجام داد .
۳- بلوك هاي غير بار بر سبك : با بلوك هاي تو پر به ابعاد دلخواه مي توان تمامي كار تيغه بندي قسمت هاي جدا كننده ساختمان را با استفاده از ملات يا چسب بتن انجام داد . با اين نوع بلوك ها علاوه بر اينكه از سنگين كردن ساختمان جلوگيري مي شود عمليات حمل و نصب خيلي سريع انجام مي گيرد و دست مزد كمتري هزينه مي شود . پس از اجراي ديوار مي توان مستقيما روي آن را گچ نمود . اين بلوك ها داراي وزن فضايي بين 800 الي 1100 كيلو گرم مي باشند .
۴- پانل هاي جدا كننده يكپارچه و نرده هاي حصاري جهت محوطه و كاربري در موارد خاص : جهت ساخت ديوارهاي سردخانه ها . گرم خانه ها و سالن هاي ضد صدا مي توان در محل با قالب بندي . فوم بتن را به صورت يك پارچه عمودي ريخت . به دليل ويژگي عمده عايق بودن اين نوع بتن . جهت عيق بندي سردخانه ها . گرم خانه ها . پوشش لوله هاي حرارتي و برودتي و ...... كاربرد مهمي دارد . ضمنا به دليل اينكه عايق صدا مي باشد براي موتورخانه ها و اتاق هاي آكوستيك مورد استفاده وسيع قرار مي گيرد .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بتن سبک(فوم بتن)
ساختمان به طور مستقيم ( به لحاظ سبكي ويژه اين نوع بتن ) و صرفه جويي در مصرف انرژي بطور غير مستقيم ( به لحاظ عايق بودن اين نوع بتن در مقابل سرما و گرما و در نتيجه كاهش ميزان مواد سوختي ) , از لحاظ اقتصادي گام هاي بلند و مهمامروزه مهندسين و معماران سازنده ساختمان در دنيا با استفاده از بتن سبك در قسمت هاي مختلف بنا با سبك كردن وزني برداشته اند .
فوم بتن پوششي است جديد جهت مصارف مختلف در ساختمان كه به علت خواص فيزيكي منحصر به فرد خود بتني سبك و عايق با مقاومت لازم و كيفيت مطلوب نسبت به نوع استفاده از آن ارائه ميدهد . اين پوشش از تركيب سيمان , ماسه بادي (ماسه نرم ) , آب و فوم ( ماده شيميائي توليد كننده كف ) تشكيل مي شود . ماده كف زا در ضمن اختلاط با آب در دستگاه مخصوص , با سرعت زيادي , حباب هاي هوا را توليد و تثبيت نموده و كف حاصل كه كاملا پايدار مي باشد در ضمن اختلاط با ملات سيمان و ماسه بادي در دستگاه مخلوط كن ويژه , خميري روان تشگيل مي دهد كه به صورت درجا با در قالب هاي فلزي يا پلاستيكي قابل استفاده مي باشد . اين خمير پس از خشك شدن با توجه به درصد سيمان و ماسه بادي ( مطابق با جدول شماره 1 ) داراي وزن فضايي از 300 الي 1600 كيلو گرم در متر مربع خواهد بود .
ويژگي هاي عمده فوم بتن
۱-عامل اقتصادي : سبكي وزن با مقاومت مطلوب فوم بتن يا توجه به نوع كاربرد آن , بطور كلي به لحاظ اقتصادي مخارج ساختمان را ميزان قابل ملاحظه اي كاهش مي دهد چون در نتيجه استفاده از آن , وزن اسكلت فلزي و ديوار ها و سقف كاهش يافته و ضمنا باعث كاهش مخارج فونداسيون و پي در ساختمان مي گردد كه با توجه به خواص فوق , با سبك تر بودن ساختمان , نيروي زلزله خسارات كمتري را در صورت وقوع متوجه آن مي سازد .
۲- سهولت در حمل و نقل و نصب قطعات پيش ساخته : حمل و نقل قطعات پيش ساخته : حمل و نقل قطعات پيش ساخته با فوم بتن هزينه كمتري را نسبت به قطعات بتني دربرداشته و نصب قطعات بعلت سبكي آنها . بسيار آسان مي باشد , هر گونه نازك كاري براحتي روي پوشش فوم بتن قابل اجراست و ضمنا چسبندگي قابل توجهي با سيمان و گچ دارد .
۳- خواص فوق العاده عايق بودن در مقابل گرما , سرما و صدا : فوم بتن به علت پائين بودن وزن مخصوص آن يك عايق موثر در مقابل گرما , سرما و صداست . ضريب انتقال حرارتي فوم بتن ( طبق جدول شماره 3 ) بين65 0/0 تا 435/0 k cal / m2 hc مي باشد ( ضريب هدايت حرارتي يتن معمولي بين 3/1 تا 7/1 مي باشد ) استفاده از فوم بتن بعنوان عايق باعث صرفه جويي در استفاده از وسائل گرم زا و سرما زا مي گردد . فوم بتن عايق مناسبي جهت صدا با ضريب زياد جذب آگوستيك به سمار مي رود كه در نتيجه بعنوان يك فاكتور رفاهي در جهت جلوگيري از ورود صداهاي اضافي اخيرا مورد توجه طراحان قرا كرفته است .
۴- خصوصيات عالي در مقابل يخ زدگي و فرسايش ناشي از آن و مقاومت در برابر نفوذ رطوبت و آب : نظر به اينكه فوم بتن در قشرهاي سطحي داراي تخلخل فراوان مي باشد در نتيجه شكاف هاي موئين و و درزهاي كمتري در سطح ايجاد مي شود و اگر پوشش فوم بتن با ضخامت كافي مورد استفاده قرار گيرد در مقابل خطر نفوذ باران و رطوبت مقاومت مطلوبي خواهد داشت .
۵- مقاومت فوق العاده در مقابل آتش : مقاومت فوم بتن در مقابل آتش فوق العاده مي باشد .
به طور مثال قطعه اي از نوع فوم بتن با وزن فضايي 700 الي 800 كيلو گرم در متر مكعب كه حداقل 8 سانتي متر ضخامت داشته با شد به راحتي تا 1270 درجه سانتي گراد را تحمل مي نمايد و اصولا در وزن هاي پائين غير قابل احتراق است .
۶- قابل برش بودن :به دليل قابل برش بودن با اره نجاري و ميخ پذير بودن آن . كارهاي سيم كشي و نصب لوازم برقي و تاسيسات خيلي سريع و به راحتي قابل عمل خواهد بود .
كاربرد فوم بتن در ساختمان
۱- شيب بندي پشت بام : فوم بتن با صرفه ترين و محكم ترين مصالح سبكي است كه مي توان از آن براي پوشش شيب بندي استفاده نمود . نظر به اينكه با دستگاه مخصوص به صورت بتن يكپارچه در محل قابل تهيه و استفاده است مي توان مستقيما روي آن را عايق بندي يا ايزولاسيون نمود .
۲- كف بندي طبقات : به دليل سبكي وزن فوم بتن و آسان بودن تهيه آن . مي توان تمامي كف طبقات . محوطه و بالكن ساختمان را بعد از اتمام كارهاي تاسيساتي با آن پوشانده و بلافاصله عمليات بعدي را مستقيما روي آن انجام داد .
۳- بلوك هاي غير بار بر سبك : با بلوك هاي تو پر به ابعاد دلخواه مي توان تمامي كار تيغه بندي قسمت هاي جدا كننده ساختمان را با استفاده از ملات يا چسب بتن انجام داد . با اين نوع بلوك ها علاوه بر اينكه از سنگين كردن ساختمان جلوگيري مي شود عمليات حمل و نصب خيلي سريع انجام مي گيرد و دست مزد كمتري هزينه مي شود . پس از اجراي ديوار مي توان مستقيما روي آن را گچ نمود . اين بلوك ها داراي وزن فضايي بين 800 الي 1100 كيلو گرم مي باشند .
۴- پانل هاي جدا كننده يكپارچه و نرده هاي حصاري جهت محوطه و كاربري در موارد خاص : جهت ساخت ديوارهاي سردخانه ها . گرم خانه ها و سالن هاي ضد صدا مي توان در محل با قالب بندي . فوم بتن را به صورت يك پارچه عمودي ريخت . به دليل ويژگي عمده عايق بودن اين نوع بتن . جهت عيق بندي سردخانه ها . گرم خانه ها . پوشش لوله هاي حرارتي و برودتي و ...... كاربرد مهمي دارد . ضمنا به دليل اينكه عايق صدا مي باشد براي موتورخانه ها و اتاق هاي آكوستيك مورد استفاده وسيع قرار مي گيرد .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 22:16  توسط علی صالحی صاریانی  | 

Description: پيش فرضچگونگِِِِِِي تولِِِِِِيد بتن سبک:

چگونگِِِِِِي تولِِِِِِيد بتن سبک:
بتن داراِِِِِِي دو جز اصلِِِِِِي مِِِِِِي باشد:1- خمِِِِِِيرسِِِِِِيمان 2- سنگدانه؛ سبک سازِِِِِِي مِِِِِِي تواند در هر
دو جز صورت پذِِِِِِيرد، که سبک سازِِِِِِي در هر قسمت داراِِِِِِي وِِِِِِيژگِِِِِِيهاِِِِِِ ي خاص و با استفاده از
روشهاِِِِِِي متفاوتِِِِِِي صورت مِِِِِِي گِِِِِِيرد.
:1- سبک کردن خمِِِِِِير سِِِِِِيمان براِِِِِِي اِِِِِِين منظور از موادِِِِِِي با پاِِِِِِيه حِِِِِِيوانِِِِِِي مانند: سم، شاخ،خون
و دِِِِِِيگر اعضا احشام و ِِِِِِيا مواد خاص شِِِِِِيمِِِِِِياِِِِِِيي استفاده مِِِِِِيگردد؛ اِِِِِِين مواد که حباب زا مِِِِِِي
باشند با اِِِِِِيجاد تخلخل در خمِِِِِِير سِِِِِِيمان، وزن بتن تولِِِِِِيدِِِِِِي را کاهش مِِِِِِي دهند. اِِِِِِين نوع بتن
سبک، بتن کفِِِِِِي ِِِِِِيا گازِِِِِِي (CLC Cellular Lightweight Concrete) نامِِِِِِيده مِِِِِِي شود.
مواد شرکت کننده در تر کِِِِِِيب اِِِِِِين نوع بتن سبک عبارتند
از:سِِِِِِيمان،ماسه،آهک(بس ته به نوع بتن کفِِِِِِي)، مواد حبابزا،آب و افزودنِِِِِِي هاِِِِِِيي مانند:مِِِِِِيکرو
سِِِِِِيلِِِِِِيس(Micro Silica)، فوق روان کننده ها(Super Plasticizer)، خاکستربادِِِِِِي (Fly Ash) ، الِِِِِِياف پروپِِِِِِيلِِِِِِين،پلون و غِِِِِِيره.
البته نوعِِِِِِي از مواد حباب زا در پاِِِِِِيين آوردن جذب آب بتن نِِِِِِيز کاربرد دارند؛ اِِِِِِين مواد با
اِِِِِِيجاد حفرات بسِِِِِِيار رِِِِِِيز که براِِِِِِي حداکثر قطر آنها استاندارد تعرِِِِِِيف شده، حفرات موئِِِِِِينه
داخل بتن را بسته و مانع از نفوذ آب در آنها مِِِِِِي شود.
مواد حباب زا ِِِِِِيا کف ساز شِِِِِِيمِِِِِِياِِِِِِيي ، معمولاً از نظر محِِِِِِيط زِِِِِِيست تجزِِِِِِيه ناپذِِِِِِيرند و براِِِِِِي
تامِِِِِِين پاِِِِِِيدارِِِِِِي آنها از کلراِِِِِِيد استفاده مِِِِِِي گردد و به اِِِِِِين نکته باِِِِِِيد توجه خاص نمود که خود
کلراِِِِِِيد، خورندگِِِِِِي زِِِِِِيادِِِِِِي در تماس با فولاد دارد؛ و از مواد حباب زا ِِِِِِي داراِِِِِِي کلراِِِِِِيد نباِِِِِِيد در
بتن مسلح استفاده گردد و به همِِِِِِين دلِِِِِِيل بتن تولِِِِِِيدِِِِِِي با اِِِِِِين مواد، داراِِِِِِي کاربرد سازه اِِِِِِي نمِِِِِِي
باشند.
در تولِِِِِِيد نوع دِِِِِِيگرِِِِِِي از بتن کفِِِِِِي ِِِِِِيا گازِِِِِِي از فوم استفاده مِِِِِِي گردد به اِِِِِِين نحو که فوم در
داخل مِِِِِِيکسر با بتن مخلوط گردِِِِِِيده و باعث کاهش وزن بتن تولِِِِِِيدِِِِِِي مِِِِِِي گردد. امروزه با
تولِِِِِِيد فوم هاِِِِِِي ارزان قِِِِِِيمت، اِِِِِِين نوع از بتن کفِِِِِِي کاربرد وسِِِِِِيعِِِِِِي پِِِِِِيدا کرده و با توجه به
صرفه اقتصادِِِِِِي آن شرکتهاِِِِِِي بزرگ ساختمانِِِِِِي اقدام به بکارگِِِِِِيرِِِِِِي اِِِِِِين نوع بتن کرده اند.
شکل(1)نحوه اضافه کرده فوم به داخل مِِِِِِيکسر:
بتن تولِِِِِِيدِِِِِِي با اِِِِِِين روش داراِِِِِِي قابلِِِِِِيت هاِِِِِِي زِِِِِِير مِِِِِِي باشد.
-کاهش وزن مخصوص
کاستن هزِِِِِِينه تولِِِِِِيد بتن-
- افزاِِِِِِيش اسلامپ بتن و در نتِِِِِِيجه آن مِِِِِِي توان نسبت آب به سِِِِِِيمان طرح اختلاط را کاهش داد.
امکان شکل دهِِِِِِي مناسب به سطح بتن.
پمپ کردن آسان آن به طبقات.
مقاومت مطلوب در برابر ِِِِِِيخ زدگِِِِِِي.
بتن سبک تولِِِِِِيدِِِِِِي با اِِِِِِين روش(بتن کفِِِِِِي ِِِِِِياگازِِِِِِي) با توجه به تخلخل خمِِِِِِير سِِِِِِيمان و مقاومت
پاِِِِِِيين آن که منتج به پاِِِِِِيين آمدن مقاومت بتن تولِِِِِِيدِِِِِِي مِِِِِِيگردد، کمتر به عنوان سازه
اِِِِِِي کاربرد دارد و بِِِِِِيشتر در تولِِِِِِيد مصالحِِِِِِي بکار مِِِِِِي روند که نقش باربرِِِِِِي کمِِِِِِي دارند در
نمودار (1) رابطه بِِِِِِين چگالِِِِِِي بتن کفِِِِِِي و مقاومت 28 روزه آن را مشخص مِِِِِِي نماِِِِِِيد.
نمودار(1):رابطه بِِِِِِين چگالِِِِِِي بتن کفِِِِِِي و مقاومت 28 روزه عمل آورِِِِِِي بتن سبک کفِِِِِِي نِِِِِِيز
متنوع مِِِِِِي باشد به عنوان مثال، براِِِِِِي نوع خاصِِِِِِي از بتن کفِِِِِِي، بعد از مخلوط کردن مواد
اولِِِِِِيه مانند سِِِِِِيمان، آهک، ماسه، مواد منبسط شونده و ساِِِِِِير افزودنِِِِِِي ها، مخلوط در داخل
قالب مورد نظر رِِِِِِيخته شده و در دستگاه اتوکلاو قرار مِِِِِِي گِِِِِِيرد و بعد طِِِِِِي زمان معِِِِِِينِِِِِِي از
دستگاه اتوکلاو خارج مِِِِِِي گردِِِِِِيد، محصول نهاِِِِِِيي بتن سبکِِِِِِي است که داراِِِِِِي شکل مورد نظرو
همان قالب مِِِِِِي باشد(شکل2) اِِِِِِين نوع بتن سبک را که پِِِِِِيداش آن به سال 1914 و کشور سوئد
مِِِِِِي رسد
Autoclaved Aerated Concrete (AAC) و ِِِِِِيا Autoclaved Cellular Concrete
(ACC)مِِِِِِي نامندو کاربرد بسِِِِِِيار وسِِِِِِيعِِِِِِي در 50 سال اخِِِِِِير در صنعت ساختمان و بوِِِِِِيژه در
اروپا و آمرِِِِِِيکا داشته است.
اِِِِِِين نوع بتن سبک جاِِِِِِيگزِِِِِِين مناسبِِِِِِي براِِِِِِي مصالح راِِِِِِيج بناِِِِِِيي مورد استفاده در ساختمان مِِِِِِي
باشد و مِِِِِِي تواند به عنوان قطعاتِِِِِِي در دِِِِِِيوارها، سقف و ساِِِِِِير قسمتهاِِِِِِي ساختمان کاربرد داشته
باشد. عمده ماده منبسط شونده در تولِِِِِِيد اِِِِِِين نوع بتن سبک، پودر آلومِِِِِِينِِِِِِيوم مِِِِِِي باشد. محصول
نهاِِِِِِيي که ماده اِِِِِِي منبسط شده است داراِِِِِِي حجمِِِِِِي تقرِِِِِِيباً 5 برابر مواد مصرفِِِِِِي مِِِِِِي باشد که
اِِِِِِين خاصِِِِِِيت سبب شده به عنوان مصالحِِِِِِي اقتصادِِِِِِي ودر عِِِِِِين حال کاربردِِِِِِي شناخته شود.
طِِِِِِيف وزنِِِِِِي آنها وابسته به مقدار سِِِِِِيمان و نِِِِِِيز قطر سنگدانه مِِِِِِي باشد بطورِِِِِِيکه با استفاده از
ماسه هاِِِِِِيي با قطر بِِِِِِيشتر محصولِِِِِِي با وزن مخصوص بالا تر تولِِِِِِيد مِِِِِِي گردد و بالعکس.
خوشبختانه در دهه اخِِِِِِير در کشور خودمان نِِِِِِيز شاهد تولِِِِِِيد، انواع اِِِِِِين نوع بتن سبک هستِِِِِِيم و
عموماً با نامهاِِِِِِيي مانند هبلکس و ِِِِِِيا سِِِِِِيفورکس شناخته شده هستند. بِِِِِِيشترِِِِِِين کاربرد آنها در
صنعت ساختمان اِِِِِِيران، به عنوان جداکننده هاِِِِِِيي است که نقش باربرِِِِِِي ندارند، در حالِِِِِِي که
امروزه نمونه هاِِِِِِي جدِِِِِِيد تولِِِِِِيدِِِِِِي اِِِِِِين محصول، با توجه به وزن پاِِِِِِيين و همچنِِِِِِين ماندگارِِِِِِي
مناسب، به عنوان نماِِِِِِي ساختمانِِِِِِي و نِِِِِِيز تزِِِِِِيينات داخلِِِِِِي کاربرد دارد.
شکل(2): نمونه اِِِِِِي ازبتن

 

 

 

 

 

 

AAC ِِِِِِيا ACC

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 22:15  توسط علی صالحی صاریانی  | 

پیشینه بتن سبک در ایران:

تولید بتن سبک در ایران تا سالهای اخیر به صورت سنتی با استفاده از دانه‌های سبکی چون رس شکفته، سنگ پا، پوکه معدنی و یا بتن‌های گازی تولید می گردید که هرکدام معایبی از نظر جذب رطوبت، تخریب طبیعت و محدودیت عرصه کاربرد، دارا می ‌باشند. اما امروزه با تزریق هوا در داخل اختلاط ماسه و سیمان، امکان سبک نمودن وزن آن هرچه بیشتر فراهم و اختلاط‌های کم‌ وزن (300 تا 1700 کیلوگرم بر مترمکعب) تحت نام بتن سبک هوادار Foamed Concrete تولید می‌گردد.

در حالیکه در کشورمان ایران، استفاده از محصولات سنتی (آجر فشاری، بتن معمولی، چوب و ...) ، بدون توجه به تخریب طبیعت زیبا (تبدیل خاک رس ،به مثابه طلای قرمز، به مصالح ساختمانی) و بلایای طبیعی همچون زمین‌لرزه، آتش‌سوزی، اتلاف منابع انرژی پایان پذیر و ... صورت می گیرد، جامعه مهندسی جهان به این مهم دست یافته است که برای داشتن نگاهی دقیق به پایداری سازه‌ها - با عمر مفید حداقل 500 سال- باید از مصالح مرغوب دیگری استفاده نموده و مسکنی که دارای خصوصیات ضد آتش، ضد پوسیدگی و حشرات، عدم جذب رطوبت، جذب صوت، عایق حرارت، مقاوم در برابر یخ‌ زدگی و راحت و مدرن با عمر قرن‌ها تولید نماید. در این راستا اغراق نیست اگر ادعا شود که تفکر حاضر با شناسایی بتن سبک هوادار “Foamed Light Weight Concrete” به واقعیت پیوسته است.

بتن سبک هوادار
Description: http://s1.picofile.com/file/6338755530/sabok2.jpgعمده بتن معمولی تولید شده در وزن kg/m32400 می‌باشد که با داشتن وزن سنگین، اجرای سخت، عدم هماهنگی با سیستم‌های تأسیسات حرارتی و برودتی و از همه مهمتر با خاصیت جذب بسیار بالای آب، همیشه سرد و نمدار بوده و دارای معایب بسیار دیگری می‌باشد. مقاومت در مقابل یخ‌زدگی و عدم جذب رطوبت این نوع بتن، در صورت افزودن مقدار 7% هوا بدان، تقویت شده، اما هرگز نمی تواند به جای بتن سبک هوادار استفاده گردد.

بتن سبک هوادار ماده‌ای هماهنگ و سازگار با طبیعت است که تنها با مواد سنگی و سیمان تولید می گردد؛ بطوریکه با 1 مترمکعب از مواد فوق، 2 مترمکعب بتن بدست می‌آید و از این طریق، توان صنعت ساخت و ساز 2 برابر می‌گردد که این ویژگی موجب توجه اغلب متخصصین عرصه ساختمان به سوی آن شده است. این محصول در حالتی که هنوز گیرش نکرده به صورت مایع و به رنگ سیمان بوده و پس از خودگیری به رنگ خاکستری در می آید.

وجود هوای فشرده به شکل حباب‌های کوچک، همگن و یکنواخت در داخل بتن هوادار و دهها مزایای مختلف دیگر در این محصول، توسعه استفاده از آن را در صنعت ساختمان بسیار مورد توجه قرار داده است؛ بطوریکه این محصول بدلیل ویژگیهای بی مانندی در عرصه معماری، تنوع اختلاط، خصوصیات شیمیایی، مهندسی سازه و تکنولوژی اجرا، اغلب استانداردهای مصالح ساختمانی مورد توجه دنیا را دارا می باشد. خصوصیاتی از قبیل مقاومت در مقابل آتش، کاهش مصرف مواد اولیه، همسازی با طبیعت، بازیافت ضایعات و پاکسازی محیط زیست، موجب کسب جایگاه بسیار مناسبی در صنعت ساختمان برای بتن سبک هوادار با ترکیباتی از آب و تیپ‌های مختلف سیمان، مواد سنگی سیلیسی و مواد کف‌زای غیرپروتئینی -همگی مطابق با استانداردهای ویژه صنعتی- می‌باشند.

قطعات پیش یاخته بتن سبک (pss) :
شرکت هایی اقدام به راه‌اندازی خط تولید قطعات پیش‌ساخته بتن سبک هوادار ،ملقب به بتن آینده جهان، تحت نام تجاری PSS نموده و  برای اولین بار، قطعات پیش‌ساخته بتن سبک را بصورت سیستم های منطبق با روشهای اجرایی، نماسازی و اندودکاری در ایران تولید می نمایند. این نوع بتن سبک پیش ساخته دارای بافتی بسیار زیبا و کارا ،بدون شباهت به بافت بتن ساخته شده با مواد پروتئینی، بوده و با دانسیته و مقاومت‌های فشاری متفاوت دارای دامنه کاربرد وسیعی چون بلوک‌‌های دیواری، پانل‌های دیواری، پانلهای کف و سقف، پوشش معابر، پوشش سطوح فرودگاهها، جاده‌ها و کانالها، پوشش لوله‌های آب، گاز و فاضلاب، پرکننده هر نوع بلوک دیواری و سقفی، پل‌سازی و سدسازی، دیوارهای حائل، پرکننده دیواری 2 جداره و سازه‌های زیرزمینی و ... می‌باشد.

ه بتن سبک هوادار ماده ای ایده‌آل برای تولید مصالح ساختمانی است و دارای مزایایی از قبیل:
 

Description: http://s1.picofile.com/file/6338759554/sabok3.jpg


مزایای استفاده از سیستم های ساختمانی
PSS

ارزان‌سازی:
براساس مدارک موجود، بکارگیری سیستم پی.‌اس‌. اس در دیوار، سقف و کف‌، به میزان 4/30% میلگرد مصرفی در ساختمان و نیز 15% هزینه ساخت اسکلت ،تا پایان سفت‌کاری را، کاهش می دهد. بدین ترتیب اولین و مهمترین فاکتور در گزینش سیستم های
PSS را می توان صرفه جویی در هزینه ها و ارزان سازی ساختمان دانست.

سبک‌سازی:

با کاهش ضخامت دیوار خارجی و داخلی، حذف اندودهای اضافی و نیز کاهش دانسیته کف‌سازی، بار مرده ساختمان به میزان 370 کیلوگرم بر مترمربع، کاهش می یابد. این تقلیل بار، معادل اختلاف بارمرده ساختمان در کشور ژاپن نسبت به سیستم ساختمان‌سازی سنتی ایران است. همچنین در سیستم های ساختمانی
PSS، با ایجاد سطوح صاف در ساختمان، هرگونه نماسازی با کمترین ضخامت و وزن قابل اجرا می‌باشد؛ بدین منظور توصیه می‌گردد از اندودهایی با‌ ضخامت کم برای نمای ساختمان استفاده گردد.

مقاوم‌ سازی:
نظر به اینکه مقاومت میدان قابها به هنگام زلزله، تأثیر منفی در حرکت آزاد سازه دارد؛ لذا استفاده از مصالح خردشونده در مقابل فشار از طریق آیین‌نامه 2800 زلزله ایران توصیه می‌گردد. بدین منظور، بتن سبک تولیدی این شرکت، در ردیف مصالح خردشونده در مقابل فشار، جای گرفته و می تواند نقش بسیار بالایی در مقاوم سازی بنا برعهده گیرد.
از سویی دیگر، با توجه به این اصل که نیروی ناشی از زلزله، ارتباط مستقیم با وزن ساختمان دارد؛ لذا با کاهش چشم‌گیر آن در سیستم پی.اس.اس مقاومت سازه بنا به هنگام وقوع زلزله افزایش می یابد.

سهولت اجرای سیستم تأسیسات مکانیکی و برقی:
در سیستم های ساختمانی
PSS، با وجود سوراخهایی به قطر 5/3 سانتی‌متر در داخل پانلهای دیواری، نیازی به لوله‌گذاری در دیوار نمی‌باشد. وجود حفره‌های بزرگ در سقف نیز جاسازی هرگونه تجهیزات و لوله‌های مکانیکی را میسر می سازد. همچنین با استفاده از فوم‌بتن در کف‌سازی، امکان طراحی سیستم گرمایش به طریق ازمیری، حذف رادیاتور و نتیجتاً کاهش هزینه به طور قابل ملاحظه‌ای فراهم می‌گردد.

سرعت اجرا :
نظر به اینکه، با شروع عملیات ساختمانی در پی‌سازی، امکان ساخت قطعات سقفی و دیواری در کارخانه مقدور می‌باشد؛ بنابراین با کاهش 30% زمان اجرا، صرفه‌جویی قابل توجهی در زمان اجرا، امکانپذیر می باشد.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 22:15  توسط علی صالحی صاریانی  |